خدا خانه دارد

خدا خانه دارد - شهيدى، فاطمه - الصفحة ٣٨

على عليه السلام مى‌گويد: «مرهم‌هايش كارى بودند، اثر داشتند.» «أَحْكَمَ مَرَاهِمَهُ»[١] وسم‌هايش هم حسابى بودند «وَ أَحْمَى مَوَاسِمَهُ»[٢].

اول فكر كردم از همه قشنگ‌تر را على عليه السلام گفته؛ ولى الان يك جمله‌ى حتى قشنگ‌تر هم يادم آمد كه درست همين حال را بگويد. آن هم توصيف خدا است از او؛ «يك رسولى آمده سراغتان كه تحمل رنج شما برايش سخت است» «لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ»[٣] آخرش هم تقصير همين دلش شد كه در آن روايت گفت: «هيچ پيامبرى به اندازه‌ى من سختى نكشيد.» حساب دو دو تايى اگر بخواهى بكنى نسبت به بقيه‌ى پيغمبرها خيلى هم اوضاع براى او سخت نبود. در طائف سنگش زدند، در احد هم پيشانى و دندانش را شكستند. بقيه هم از اين جور مصيبت‌ها داشته‌اند؛ ولى از حساب دو دو تايى كه بزنيم بيرون، اگر حواست به حرف خدا باشد كه‌ «رنج‌هاى شما، براى او گران تمام مى‌شود، طاقتش را مى‌برد» اين جورى اگر چرتكه بيندازى، راستى هم چقدر سختى كشيده! اندازه‌ى نادانى و غل و زنجيرهايى كه همه‌ى ما به خودمان بسته‌ايم اگر بخواهد رنج بكشد، اگر حرص بزند كه ما را به راه بياورد، واقعاً هم چه كارش سخت است.

آخرش اين كه خدا داشت تماشايش مى‌كرد. بعد گفت «چه اخلاق شگرفى دارى» «إِنَّكَ لَعَلى‌ خُلُقٍ عَظِيمٍ»[٤] انگار كه از دست‌پخت خودش در شگفت مانده‌ باشد ...


[١]-/ همان

[٢] - همان

[٣] - سوره‌ى توبه( ٩): آيه‌ى ١٢٨

[٤] - سوره قلم( ٦٨): آيه‌ى ٤