در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٣٠ - نقد و نظرهايى درباره روايت سعيد بن مسيب
اجازه داده نشدم و از او اجازه خواستم تا قبر مادرم را زيارت كنم كه اجازه داده شدم. پس قبور را زيارت كنيد كه شما را به ياد آخرت مىاندازد».[١]
طبرى، حاكم، ابن ابى حاتم و بيهقى، از ابن مسعود و بريده و همچنين طبرانى، ابن مردويه و طبرى، از طريق عكرمه، از ابن عبّاس روايت كردهاند:
«پيامبر (ص) پس از غزوه تبوك، عمرهاى به جاى آورد. در مسير به كنار قبر مادرش در ابوا آمد و از خدا اجازه خواست تا براى مادرش استغفار كند و از خدا خواست كه شفاعتش را در قيامت براى مادرش بپذيرد. با نزول آيه اين اجازهها به وى داده نشد».[٢]
طبرى در تفسير خود، از عطيّه نقل كرده است:
«هنگامى كه رسول خدا (ص) به سوى مكّه رفت، در مسير بر سر قبر مادرش رفت و آن قدر بالاى قبر ايستاد تا گرماى خورشيد او را خسته كرد، امّا به وى اجازه داده نشد كه براى مادرش استغفار كند و نازل شد: مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ ...».[٣]
زمخشرى در كشّاف، حديث نزول آيه درباره ابوطالب را روايت كرده و سپس حديث فوق را درباره سبب نزول آيه ذكر كرده و گفته است:
[١] - ارشاد السارى فى شرح البخارى: ١٠/ ١٠٥٦٠، باب قوله: إِنَّكَ لَا تَهْدِى ....
[٢] - تفسير طبرى: ١١/ ٣١؛ ارشاد السارى: ١٠/ ٣١٤، ذيل حديث: ٤٦٧٥؛ الدرّ المنثور: ٣/ ٢٨٣.
[٣] - جامع البيان فى تأويل القرآن: ١١/ ٣١.