در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٢٨ - نقد و نظرهايى درباره روايت سعيد بن مسيب
مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَن يَسْتَغْفِرُواْ لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُواْ أُوْلِي قُرْبَى مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ* وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَن مَّوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لأوَّاهٌ حَلِيمٌ.[١]
«براى پيامبر و مؤمنان سزاوار نيست كه براى مشركان استغفار كنند، اگرچه از خويشاوندان ايشان باشند، پس از آن كه برايشان روشن شد كه اينان از اهل جهنّم هستند. و ابراهيم براى پدرش استغفار نمىكرد، مگر به خاطر قولى كه وى داده بود، امّا هنگامى كه براى او روشن شد كه پدرش دشمن خداست، از او برائت جوييد. همانا ابراهيم بندهاى خاشع و حليم بود».
از اين روايت فهميده مىشود كه عدم جواز استغفار براى مشركان، قبل از نزول آيه فوق، امرى معهود و شناخته شده بوده است؛ از اين جهت، اميرالمؤمنين (ع) آن مرد را از اين كار منع كرد.
براساس اين روايت، اگر ابوطالب مسلمان از دنيا نرفته بود، سزاوار نبود كه رسول خدا (ص) براى او استغفار كند، در حالى كه پيامبر بر طبق روايات، سالها براى عمويش استغفار مىكرد و در اين واقعه نيز آن مرد به اين استناد نكرد كه پس چرا پيامبر (ص) براى
[١] - توبه( ٩): ١١٤- ١١٣.