در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١١٤ - سوم مناقشه در دلايل قايلان به كفر ابوطالب
تأييد و تأكيد مىكند و همچنين آنچه از طريق حسين بن فرج، از ابى معاذ و از طريق بشر، از قتاده نقل گرديده است.
علاوه بر اين، عبدالرزاق، ابن جرير، ابن منذر، ابن ابى حاتم و ابوالشيخ از قتاده، سرى و ضحاك و از طريق ابى نجيح از مجاهد و از طريق يونس از ابن زيد روايت كردهاند: منظور آيه اين است كه مشركان، مردم را از قبول قرآن و پيامبر (ص) منع مىكنند و خودشان هم آن را قبول نمىكنند.[١]
در اين روايات هيچ اشارهاى به ابوطالب نشده است و بلكه منظور، كفّارى بودهاند كه مانع از پذيرش قرآن و پيامبر (ص) توسّط مردم مىشدهاند و خودشان از آن حضرت دورى مىكردهاند و بسيار واضح است كه سيره شيخ ابطح ابوطالب برخلاف اين بوده است و بلكه او تمام نيرو و امكانات خود را براى حمايت از پيامبر (ص) و مسلمانان به كار مىبرده و مشركان را از آنان دفع مىكرده.
٤- آنچه از سياق آيه فهميده مىشود اين است كه: آيه درصدد سرزنش و مذمّت زندگانى است كه از پيروى مردم از قرآن و پيامبر (ص) جلوگيرى مىكنند و اين روش زشت آنان دائمى بوده و حتّى در زمان نزول آيه اين كار را مىكردهاند؛ چنان كه روايت قرطبى به صراحت به اين مطلب اشاره مىكند و پيامبر اكرم (ص) ابوطالب را از نزول آيه باخبركرد.
[١] - تفسير طبرى: ٥/ ٧١؛ تفسير آلوسى: ٧/ ١٢٦.