در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١١٣ - سوم مناقشه در دلايل قايلان به كفر ابوطالب
٢- حبيب ابن ابى ثابت تنها كسى است كه اين روايت را نقل كرده و كسى غير از او آن را روايت نكرده است. در اين صورت پذيرش اين روايت ممكن نيست.
ابن حبّان گفته است: او تدليس مىكرده است.
قطان گفته است: او از عطا رواياتى نقل مى كند كه مورد قبول نيست.
آجرى از ابى داوود نقل كرده است: چيزى از مطالبى كه حبيب از عاصم بن ضمره نقل كرده است، صحيح نمىباشد.
و ابن خزيمه گفته است: او فردى مدلّس بوده است».[١]
اين در صورتى است كه سخنى درباره سفيان ثورى نگوييم كه درباره او گفتهاند: او تدليس مىكرد و از دروغگويان روايت نقل مىكرد.[٢]
٣- رواياتى كه از طرق متعدّد و باسندهاى صحيح از ابن عبّاس نقل گرديده است، خلاف اين ادّعا را ثابت مىكند. براساس آنچه طبرى، ابن منذر، ابن ابى حاتم و ابن مردويه از طريق على ابن ابى طلحه و طريق عوفى نقل كردهاند: اين آيه درباره مشركانى نازل شده است كه مردم را از پيوستن به حضرت محمّد (ص) نهى مىكردند و خودشان هم از آن حضرت دورى مىكردند و ايمان نمىآوردند.[٣]
اين روايت را آنچه طبرى، ابن ابى شيبه، ابن منذر، ابن ابى حاتم و عبد بن حميد از طريق وكيع، از سالم، از ابن حنفيه نقل كردهاند،
[١] - تهذيب التهذيب: ٢/ ١٧٩، شرح حال حبيب ابن ابى ثابت.
[٢] - ميزان الاعتدال: ١/ ٣٩٦.
[٣] - تفسير طبرى: ٥/ ٧١؛ الدرّ المنثور: ٣/ ١٥.