در مكتب اهل بيت
(١)
سخن مجمع
٩ ص
(٢)
مقدمه
١٣ ص
(٣)
ائمه دوازده گانه جوهره مفهوم مهدويت
٢١ ص
(٤)
فصل اول اثبات عقيدتى مفهوم مهدويت از ديدگاه اهل بيت(عليهم السلام)
٢٥ ص
(٥)
سرگردانى پيروان خلفا در تفسير حديث!
٣١ ص
(٦)
فصل دوم ويژگيهاى مفهوم مهدويت از ديدگاه اهل بيت(عليهم السلام)
٤٣ ص
(٧)
ويژگى اول ولادت مخفيانه حضرت مهدى(عج) كه مورد عنايت بوده و گريزى از آن وجود نداشته است
٤٣ ص
(٨)
شواهد تاريخى بر وجود امام مهدى(عليهم السلام)
٤٥ ص
(٩)
1 - شهادت امامحسن عسكرى(عليهم السلام) به ولادت پسرش اماممهدى(عج)
٤٥ ص
(١٠)
2 - شهادت قابله
٤٦ ص
(١١)
3 - شهادت ديگران بر ديدن امام مهدى(عج)
٤٧ ص
(١٢)
4 - برخورد سلطنت عباسيان با اين حادثه
٤٩ ص
(١٣)
5 - اعترافات علماى اهل تسنن به ولادت حضرت مهدى(عج)
٥٣ ص
(١٤)
منكران ولادت امام مهدى(عج)
٥٥ ص
(١٥)
ويژگى دوم امامت در دوران طفوليت
٥٦ ص
(١٦)
ويژگى سوم غيبت و عمر طولانى
٦٥ ص
(١٧)
1 - اثبات ممكن بودن عمر طولانى
٦٥ ص
(١٨)
2 - اثبات محقق شدن عمر طولانى براى حضرت مهدى(عج)
٦٨ ص
(١٩)
الف طريق عقايدى
٦٩ ص
(٢٠)
ب روش تاريخى
٧٨ ص
(٢١)
فصل سوم ارزش عقيدتى مفهوم مهدويت در مكتب اهلبيت(عليهم السلام)
٩١ ص
(٢٢)
چكيده بحث
٩٦ ص

در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٨٣ - ب روش تاريخى

و از اسم و نسب و محلّ زندگى و تاريخ خروج از بغداد و چيزهاى ديگر سؤال كرد و رفت.

آن شب را در خزانه ماندم و نماز صبح را خواندم و همراه عدّه‌اى از مردم از شهر خارج شدم. آنان مقدارى مرا بدرقه كردند و سپس بازگشتند. من به تنهايى حركت كردم تا به جايى رسيدم كه عدّه‌اى از مردم جمع شده بودند. وقتى كه مرا ديدند و از اسم و نسب من آگاه شدند، لباسهايم را در آوردند، تكّه تكّه كردند و به عنوان تبرّك برداشتند. نماينده خليفه طى نامه‌اى، دربار و خليفه را از جريان آگاه كرده بود. وزير سعيد، رضى‌الدين را فرا خواند تا صحّت و سقم خبر را بررسى كند.

او از رفقاى من و ميزبان من قبل از خروج به سوى سامرّا بود. وقتى‌كه رضى‌الدين و همراهانش مرا ديدند، از اسب پياده شدند و من جاى زخم را به او و همراهان نشان دادم. رضى‌الدين، مدّتى بيهوش شد، سپس دست مرا گرفت و در حالى كه گريه مى‌كرد بر وزير وارد شد و گفت: اين برادرم و نزديكترين فرد به من مى‌باشد.

وزير، از جريان سوال كرد و دستور داد كه پزشكان معالج حاضر شوند. از آنان پرسيد كه چه وقت مريضى او را معاينه كرديد؟

گفتند: ده روز پيش.

وزير، جاى زخم را به آنان نشان داد كه در آن هيچ اثرى از دُمل بزرگ نبود. پزشكان فرنگى گفتند: اين معجزه مسيح (عليهم السلام) است.