الحاوى فى رجال الشيعة الإمامية - ابن ابي طي، يحيي بن حميد - الصفحة ٤٨ - تشيع در حلب
باز هم روابط شيعيان با دولت نوريه و صلاحيه ادامه داشت و بسيارى از ادباى شيعه، در اشعار خود از سلاطين حلب ستايش مىكردند. ابن ابى طى خود زمانى از جمله همين افراد بوده و برخى از آثار تاريخى خود را به شرح وقايع اين دوره اختصاص داد. البته ارتباط او با الملك الظاهر فرزند صلاح الدين ايوبى بود كه اين ملك الظاهر خود متهم به تشيع بود. در لابلاى شرححالهايى كه از ابن ابى طى درباره برخى از عالمان حلب نقل شده، مىتوان نمونههاى ديگرى از همراهى برخى از ادباى شيعه با سلاطين ايوبى را يافت. به جز آنها، براى نمونه مىتوان به احمد بن على بن زنبور (م ٦١٣) اشاره كرد كه ذهبى از وى با عنوان الامام الاديب ياد كرده، او را از غلاة الرافضة دانسته و نوشته است كه سلطان صلاح الدين را در حلب با يك قصيده بلند ستايش كرد.[١] نمونه ديگر كه شرححال وى را ابن النجار در ذيل تاريخ بغداد آورده و صفدى نيز مطالب وى را نقل كرده، شاعر برجسته على بن على معروف به ابن نماء حلى است كه يك شيعه تمامعيار بوده و از شاهان شام نيز ستايش مىكرد.[٢]
سرشناسترين خاندان شيعى اين شهر، سادات بنى زهره هستند كه طى چند صد سال، رهبرى شيعه را در حلب و برخى ديگر از شهرهاى شام بر عهده داشتهاند.
اين خاندان در دوره صفوى نيز با ايران ارتباط داشته و يكى از چهرههاى برجسته آن كه در اين دوره به ايران آمد و براى هفده سال در اين ناحيه اقامت كرد، تاج الدين محمد بن حمزه ... زهرة اسحاقى حلبى (م ٩٢٧) است كه سخت مورد احترام واقع شده و اموال زيادى جمعآورى كرد.[٣]
[١] . تاريخ الاسلام ٦١١- ٦٢١، ص ١٣٥
[٢] . الوافى بالوفيات، ج ٢١، صص ٣٣٥- ٣٣٧
[٣] . در الحبب فى تاريخ أعيان حلب، ج ١، القسم الاول،( ابن الحنبلى- م ٩٧١- تحقيق محمود الفاخورى، دمشق، ١٩٧٢) ص ٤٠٩