الحاوى فى رجال الشيعة الإمامية - ابن ابي طي، يحيي بن حميد - الصفحة ٤٤ - تشيع در حلب
ابن الشحنه (م ٨٩٠) همين مطالب را از طريق ابن شداد نقل كرده و سپس نوشته است كه مطالب يادشده بايد درباره محلى باشد كه اكنون به مشهد الحسين معروف است:
و هو الان الى الخراب اقرب فى هذه الايام.[١] گفتنى است كه آقاى شيخ ابراهيم نصر الله كه هماكنون متولى مشهد رأس الحسين است و اقدامات زيادى براى آبادانى آن انجام داده، كتابى با عنوان آثار آل محمد فى حلب[٢] نگاشتهاند كه بسيارى از نوشتهها و كتيبههاى برجاىمانده بر دو مشهد محسّن و رأس الحسين را در آن فراهم آوردهاند.
طبعا نيازى به تكرار آنها در اينجا نيست. ابن شداد، نكته ديگرى نيز بيان كرده كه نشان از تسلط تشيع در اين شهر، تا قرن ششم هجرى داد. وى در شرح تأسيس مدرسه زجاجيه كه نخستين مدرسه شافعى حلب بوده، مىنويسد كه اين اولين مدرسهاى است كه براى شافعىها ساخته شده و تاريخ بناى آن به سال ٥١٣ برمىگردد. زمانى كه كار بناى آن آغاز شد، حلبىها اجازه ساخت آن را نمىدادند، زيرا كه تشيع بر آنجا غالب بود (اذ كان الغالب عليهم التشيع). هرچه كه شافعىها در روز مىساختند، مردم شبانه آن را خراب مىكردند. اين امر سبب شد تا حاكم حلب، بدر الدوله ابن ارتق، از شريف زهرة بن على بن محمد بن على بن ابى ابراهيم اسحاقى حسينى- عالم وقت شيعه- درخواست كند تا در اينباره اقدام كند. او نيز در اينباره اقدام كرده و مانع از تخريب آن شد؛ وى مىافزايد: اين شريف از بزرگان اشراف و از افراد صاحبنظر، اصيل، وجيه و محل رجوع مردم حلب بود. زمانى كه عماد الدين زنگى به موصل رفت، در سال ٥٣٩،
[١] . الدر المنتخب فى تاريخ مملكة حلب،( دمشق، ١٤٠٤) ص ٨٧ با كمال شگفتى در ادامه همين نقل آمده است كه: و اما المشهد المعروف الان بمشهد الحسين فعامر آهل مسكون و به قرّاء و ارباب وظائف بعضها فى يدنا.
[٢] . حلب، ١٤١٥