الحاوى فى رجال الشيعة الإمامية - ابن ابي طي، يحيي بن حميد - الصفحة ٤٥ - تشيع در حلب
شريف را نيز همراه خود برد و شريف در جريان همين سفر در سال ٥٤٠ درگذشت.[١]
در واقع، پس از آمدن نور الدين محمود بن زنگى به حلب در سال ٥٤١ مبارزه با شعائر شيعى در اين شهر آغاز شد. ابن الحنبلى نوشته است كه وى به كار تجديد مدارس و رباطها پرداخته و اهل علم را به حلب فراخواند. او برهان الدين ابو الحسن على بن حسن بلخى حنفى را به سمت مدرس تعيين كرد و دستور تغيير اذان را صادر نموده، مؤذنان از گفتن حى على خير العمل ممنوع شدند. نور الدين زنگى در حالى كه فقها همراهش بودند، زير مناره مسجد جامع نشست و گفت هر مؤذنى كه اذان سنى را نگويد، از مناره به زيرش اندازيد.[٢] روشن بود كه به اين سادگى امكان حذف تشيع نبود. به گزارش همو، سه سال بعد، در سال ٥٤٤ وقتى كه نور الدين زنگى بيمار شد و اوضاع حلب آشفته شد، برادر كوچك نور الدين نصرة الدين به تحبيب قلوب شيعيان پرداخته، به آنان اجازه داد تا جمله حى على خير العمل، محمد و على خير البشر را در اذان بيفزايند. شيعيان به او مايل شده و فتنهاى ميان شيعيان و سنيان در اين شهر برپا شد. بهدنبال آن بود كه شيعيان مدرسه ابن ابى عصرون و مدارس ديگر را غارت كردند. از قضا نور الدين بهبود يافت و نصرة الدين به حرّان رفت. در اين وقت، نور الدين از قاضى حلب، هبة الله بن ابى جرادة خواست تا كار قضاوت و خطبه و امامت را عهدهدار شده، بار ديگر اذان را به صورت سنى آن درآورد. او نيز به مسجد رفته، كناره مناره نشست و از مؤذنان خواست تا اذان را برطبق فتواى ابو حنيفه بگويند. مؤذنان از
[١] . الاعلاق الخطيرة فى ذكر أمراء الشام و الجزيرة، الجزء الاول، القسم الاول،( تحقيق دومينيك سورديل، دمشق، ١٩٥٣)، صص ٩٦- ٩٧ و بنگريد: كنوز الذهب فى تاريخ حلب،( سبط ابن العجمى الحلبى، حلب، دار القلم، ١٩٩٦) ج ١، صص ٢٧١- ٢٧٢
[٢] . الزبد و الضرب فى تاريخ حلب( تحقيق محمد التونجى، كويت، مركز المخطوطات و التراث، ١٩٨٨)، صص ٣٥- ٣٦