الحاوى فى رجال الشيعة الإمامية - ابن ابي طي، يحيي بن حميد - الصفحة ٤٦ - تشيع در حلب
ترس حاضر به اين كار نشدند و او گفت كه من در اينجا هستم. وقتى صداى اذان سنى بالا رفت، شمار زيادى از شيعيان پاى مناره جمع شدند، اما اوضاع به زودى آرام شد.[١]
پس از دولت نورى، دولت صلاحى يا ايوبى در حلب به قدرت رسيد. پيش از آن، در سال ٥٧٠ شهر حلب ميان دو گرايش سنى و شيعه تقسيم شده و ميان آنان نزاع و درگيرى جريان داشت.[٢] ابو شامه نيز در كتاب الروضتين در ذيل حوادث سال ٥٧٠ مطلبى را از ابن ابى طى نقل كرده است كه به نوعى به روشن كردن وضعيت تشيع در اين شهر كمك مىكند. ابن ابى طى خبر هجوم الملك الناصر يعنى صلاح الدين ايوبى به حلب را آورده و اين كه او در بالاى جبل جوشن فوق مشهد الدكة استقرار يافت.
مقصود مشهد محسّن بن حسين بن على عليه السلام است. ملك الصالح (م ٥٧٧) فرزند نور الدين محمود زنگى كه به تازگى و با حمايت شيعيان در حلب به قدرت رسيده بود،[٣] از ترس آنكه مردم به الملك الناصر متمايل شوند، خواست تا با ملايمت با مردم- شيعه حلب- برخورد كند.[٤] وى آنان را در ميدان جمع كرد. وقتى همه جمع شدند، به آنان گفت كه من به شما پناه آوردهام، پيران شما در حكم پدر من و جوانان در حكم برادر من هستند و ... در اين وقت همه مردم با ضجه و گريه اعلام وفادارى كردند. مردم شيعه حلب، براى حمايت از ملك صالح شرط كردند كه بتوانند حىّ على خير العمل را در اذان بگويند، و جلوى جنازههاى خود نام امامان اثنى عشر (ع) را
[١] . الزبد و الضرب، صص ٣٧- ٣٨
[٢] . زبدة الحلب من تاريخ حلب، ج ٣، ص ١٥- ١٧
[٣] . درباره حمايت قاضى حلب ابو الفضل ابن الخشاب- شخصيت مورد اعتماد شيعيان- از الملك الصالح، بنگريد: زبدة الحلب، ج ٣، صص ١٥- ١٨: و كان اهل حلب من الشيعة، يتوالون ابا الفضل بن الخشّاب و يقدمونه عليهم، فوافقوه على حفظ البلد للملك الصالح. درباره نقش مهم ابن الخشاب در مبارزه با صليبىها و تحريك مردم به جنگ بر ضد آنان بنگريد: زبدة الحلب، ج ٢، صص ١٨٨- ١٨٩
[٤] . كارى كه سابقه آن را در زمان بيمارى نور الدين محمود زنگى ملاحظه كرديم.