پرسش و پاسخ پيرامون روزه - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٣٣ - فصل دوم روزه در ساحت خاص(امساك)

«رُبَّ صائم ليس له من صيامه الا الجوع و العطش»؛ يعنى روزه‌دارى تنها فريضه گرسنگى و تشنگى نمى‌باشد. اين فريضه يعنى روزه عقل و قلب و ضمير از انديشه‌ها و نيت‌هاى فاسد و نيز روزه اعضا و جوارح از كسالت و خستگى در طاعت الهى، روزه‌دارى يعنى روزه انسان از شهوات، يعنى روزه حاكم و سلطان از ظلم و جور و طغيان و ستم يعنى روزه عالم و دانشمند از تحريف يعنى روزه جنگنده از ترس و فرار از جبهه نبرد.

روزه رنج بردنى است كه در وراى آن اهداف فراوانى وجود دارد. همين رنج بردن و تحمل سختى‌هاست كه قهرمانان را مى‌پروراند و به آنان مى‌آموزد كه چگونه مقاومت كنند و پشت به دشمن نكنند. اين تحمل مشقت است كه به آنان مى‌آموزد چگونه نيكى كنند و زشتى را رها كنند و به زيبايى عشق بورزند و نازيبايى را مكروه بشمارند.

رسالت روزه‌دارى تنها منعطف بر تربيت نفس آدمى نمى‌باشد و ارمغان آن تنها جنبه روحى و روانى در انسان ندارد، بلكه روزه‌دارى به منظور طراوات بخشيدن به همه ابعاد زندگى انسان اعم از روحى و جسمى و عقلى است.

توضيح اين كه به وسيله روزه، جسم انسان ورزيدگى خاصى براى تحمل سختى‌هاى فراوان پيدا ميكند چنان كه روح او نيز از انديشه‌هاى نفسانى و هواهاى شيطانى پاكيزه مى‌گردد.