قانون احوال شخصيه شيعه از آغاز تا انجام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٦ - جلسه دوم تهاجم فرهنگى كشورهاى غربى عليه قانون احوال شخصيه شيعه ١٤/ ٨/ ١٣٨٨ ه- ش تالار سخنرانى هاى حوزه علميه خاتم النببين (ص)
خُب حالا سوال اينجاست كه چرا اينها بدون اينكه احوال شخصيه را بخوانند، صداى اعتراض خود را بلند كردند؟
بياييد منطقى صحبت كنيم. در اين اواخر خبرنگاران خارجى زياد نزد من، براى مصاحبه مىآيند و مترجم هم باخود مىآورند ولى مترجمين غالبا ضعيفاند. اينها زبان انگليسى را بسيار كم ميدانند و ترجمه درست بلد نيستند. به عنوان مثال: من اگر بگويم سراى شيشهاى، آقاى ترجمان آن را يك كوزه گِلى درست مىكند و بدست آنها مىدهد. من به يكى از مترجمين گفتم كه من به شما يك سراى شيشهاى دادم و شما آن را يك كوزه گِلى ساختيد كه دسته اش بريده و سرش هم كج، به اين آقا داديد! (چيزى نگفت) بعضى از اين خبرنگاران خيلى بيسوادند. هرچه به آنها گفته شود بدون تحقيق آنرا بخيال خود گزارش ميدهند. يكى از علتها همين مسئله بود كه مترجمين نتوانستند درست ترجمه كنند و خبر نگاران هم نتوانستند درست گزارش بدهند. از طرف ديگر؛ اين بىسوادهاى غرب زدهى ما، چشم هايشان بسته و گوشهايشان كر است. مىگويند هر چه غربىها مىگويند درست است و بايد ما نيز همان را بگوييم.
يك وقت وزير خارجه يكى از كشورهاى خارجى به افغانستان آمده بود. در ميدان هوايى كابل، بخاطر اينكه زير بغلش درد داشته و نمىتوانسته با ديگران دست بدهد يك دست خود را زير بغل خود گرفته بوده و با دست ديگرش با مردم دست ميداد.