قانون احوال شخصيه شيعه از آغاز تا انجام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٤ - جلسه اول تصرف بعض از مواد قانون احوال شخصيه شيعه توسط مجلس نمايندگان ١١/ ١١/ ١٣٨٧ ه ش تالار سخنرانى هاى حوزه علميه خاتم النبيين (ص)
دهيم و از آن ديدگاه قضاوت كنيم، اصلا فقه شيعه احتياج به تدوين نداشت. چرا اين همه زحمت كشيدند وآنرا تدوين نمودند؟ فقه حنفى كه قبلا هم در قانون اساسى رسميت داشت.
وقتى اين حرفها در ولسى جرگه گفته مىشد، من بسيار خوشحال مىشدم كه برادران، چنين با نزاكت صحبت مىكردند. البته همين برادران ما كه در ولسى جرگه بر فقه جعفرى اعتراض كردند، در لويه جرگه قانون اساسى هم بودند، ولى در آنجا اعتراض نكردند. وقتيكه ماده چهل و پنجم و ماده يكصدو سى و يكم قانون اساسى تصويب مىشد، اينها ايراد نگرفتند و بدون ايراد، قانون اساسى تصويب شد و اين كار براى تمام جهان اسلام الگو محسوب مىشد. در حدود پنجصد نفر در لويه جرگه قانون اساسى شركت داشتند. كميسيونهاى مختلف تشكيل شد. در كميسيون يازدهم كه بنام كميسيون تفاهم نام گرفته بود و من هم در آنجا بودم حتى يك نفر هم با ماده چهل و پنجم و ماده يكصد و سى و يكم قانون اساسى مخالفت نكرد.
اين دو ماده را كه ذكر كردم، از جمله موادى بود كه با اتفاق آراء تصويب شده بود. بنابر اين كسى حق ندارد كه بگويد؛ ما وظيفه نداريم كه آن را تصويب كنيم. وظيفه نماينده هاى مجلس همين است كه مواد قانون را تصويب كنند. به قول آن شوخى معروف زبان پشتو كه مىگويد؛ عبدالسلام كه سلام نه وكى نو به حه وكى؛ عبدالسلام اگر سلام نكند چه كار كند، نامش عبدالسلام است.