قانون احوال شخصيه شيعه از آغاز تا انجام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١١
رهبران احزاب جهادى در شوراى قيادى بيايند تا مشكلات را از راه خود همين شورى بر داريم، نيامدند! يا پسران خود را فرستادند و يا نمايندههاى درجه دو و درجه سه خود را به شوراى رهبرى فرستادند. شوراى رهبرى از همان ابتداى تشكيل، سالم بوجود نيامد. مثل بچهاى كه فلج و كور از شكم مادر به دنيا مىآيد، شوراى رهبرى نيز از همان اول ناقص به وجود آمد. بنابراين؛ خود ما نظم را خراب كرديم. «أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ»[١] (رسول من!) مىبينى اينها را كه هوسهاى خود را براى خود معبود قرار داده اند؟
در شوراى رهبرى نيز قضيه هوسها بود. منّيت وجود داشت (كه من بايد رئيس جمهور شوم) لذا خود ما سرنوشت خود را خراب كرديم و خداوند نيز ما را بخودمان وا گذاشت. بقول شاعرى:
|
برده بودى و گردت آمده بود |
چون تو كج باختى كسى چه كند؟ |
|
شوروى شكست خورده بود وهمه چيز به ما رسيده بود ولى ما نتوانستيم درست عمل كنيم.
به هر حال يك موضوع ديگر را هم عرض كنم تا وقت شما را زياد نگيرم. موضوع ديگر اينست كه طبق گزارش رسيده، ظاهرا ديروز يك راهپيمايى در كابل صورت گرفته كه در آن روز هفت و هشت ثور
[١] - جاثيه/ ايه ٢٣