قانون احوال شخصيه شيعه از آغاز تا انجام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠٥
نمىدهند. ولى متأسفانه در شرق قضيه بر عكس است و مردم از حكومت ها مىترسند و حكومت ها بدون ترس و هراس هر كارى كه بخواهند انجام مىدهند، لذا كشور عقب مىماند، و وضعيت مردم خراب تر مىشود.
نام كشور ما جمهورى اسلامى افغانستان است. (در روى كاغذ نه درعمل) ماده سوم قانون اساسى صراحت دارد كه هيچ حكمى نمىتواند بر خلاف احكام اسلامى وضع شود اما بانك هاى ما همه معاملات ربوى انجام مىدهند، در حالى كه ربا از اكبر كباير است. بعضى از وزيران ما هر وقت كه در سفارتخانه هاى خارجى مهمان مىشوند با كمال شجاعت مىنشينند و شراب مىخورند، در حاليكه مسكرات و مخدرات هر دو در قانون اساسى ممنوع شده است. ولى بعضى از آنها (بر خلاف دين و قانون اساسى) شراب را زهر مار مىكنند! وقتى وزيران حكومت شراب را زهر مار كنند چگونه مىتوان به اين حكومت، حكومت اسلامى گفت؟ اين اشخاص فاسد را ما و شما آوردهايم و بر چوكى وزارت نشاندهايم.
آرى ما و شما با آراى خود اين حكومت را به وجود آورديم. ما بوديم كه بدون هيچ تفكر به آنها راى داديم، بدون تحقيق و شروط، گوسفند وار راى خود را به صندوق ريختيم و اين گونه زندگانى را بايد زندگانى گوسفندى ناميد نه زندگانى انسانى. انسان بايد با تفكر و تعقل زندگانى كند. نه اينكه هركسى به هر طرفى كه بخواهد ما را