قانون احوال شخصيه شيعه از آغاز تا انجام - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٣ - موضوع چهارم
فرض كنيم كه اين دو ماده بدون قيد به حال خود باقى باشد تجاوز به حقوق زن محسوب نمىشود. تمام حقوق مرد بر زنش همين دو موضوع است. ولى در مقابل، تمام نيازهاى مادى زن از طرف مرد تأمين ميشود. اگر در غرب مىبود، مىگفتند زن سالارى است ولى در دين خدا مسئلهى مرد سالارى و زن سالارى وجود ندارد. احكام و شريعت دين مقدس اسلام بر اساس عدالت اجتماعى، كرامت انسانى، روانشناسى، طاقت هاى فيزيكى و روانى مرد و زن در نظر گرفته شده و بر اساس واقعيتهاى موجود پى ريزى شده است و الا بر اساس منطق امروزى، در فقه اسلامى زن سالارى وجود دارد.
دركدام مكتب و مسلك و در كدام تمدن، چنين قانونى وجود دارد كه مرد به زنش بگويد تمام مايحتاج و نيازمندىهاى شما را من تأمين مىكنم؟ چرا واقعيتها را نمىپذيريد؟ چرا با دروغ مردم را فريب مىدهيد؟
آيا تطبيق اين دو ماده حتى اگر قيد هم نخورده باشد در مقابل ميليونها پولى كه زن از شوهرش مىگيرد، خلاف حقوق زن است؟
تمام عزت و كرامت انسانى زن تأمين ميشود. چرا حقيقت ها را وارونه جلوه ميدهيد؟ چرا با عقلانيت صحبت نمىكنيد؟
نكته مهمى كه مىخواهم عرض كنم اينست كه فرضا اگر يك مرد، كم پول باشد و علاوه بر نفقهى خود فقط نفقه يك شخص ديگر را مىتواند بدهد، حالا اين مرد با اين وضعيت موصوف هم زن دارد هم