تسنيم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٦ - (٢) سورة و العصر
مؤمنين گذشته از اينكه خود بايد حق را بپذيرند و در مقابل آن سر تسليم فرودآورند و از آن تجاوز نكنند و در مقابل انجام فرائض و ترك محرمات و حوادث ناملائم روزگار صبر و بردبارى داشته باشند، وظيفه دارند كه همديگر را نيز بحق و به صبر سفارش كنند.
اساسا رسالت يك مؤمن موّحد مبارزه عليه باطل و تسليم شدن بحق است، اساس دين بر حق استوار است و بِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ قرآن را بحق فرستاديم و بحق نازل شد. و اگر بخواهيد حق را از نظر اسلام بدانيد بايد متوجه باشيد كه بيشتر از (٢٤٠) مرتبه اين كلمه در سراسر قرآن تكرار شده است و تاكيدات فراوانى درباره آن صورت گرفته است. و (٢٥) مرتبه باطل محكوم شده است، كه براى مؤمنين بسيار جالب توجه است.
(هفتم) زندگانى انسان در دنيا غالبا مقرون با درد و رنج و ناملايمات و تلخيها و ناكاميها است، در اين موضوع فرقى ميان مؤمن و كافر و غنى و فقير و زن و مرد و كوچك و بزرگ و ضعيف و قوى و حاكم و محكوم و عالم و جاهل نيست همه فرزندان آدم- بلكه حيوانات نيز- در زندگانى دچار مشكلاتاند و حتى مىشود ادعا كرد زندگانى عبارت از مبارزه با مشكلات است، منتهى كيفيت مشكلات اين اصناف متفاوت است.
اگر انسان صبر و استقامت نداشته باشد موفق بانجام هيچ كارى شده نمىتواند و نه بجائى مىرسد، ناكام و شكست خورده باقى مىماند.
جمعى از سادهلوحان مسلمان توقع دارند كه خداى قدير و رحيمشان همه مشكلات زندگانى آنان را فوق العاده حل كند (تِلْكَ أَمانِيُّهُمْ) و با قدرت و رحمت مطلقه خود، برخورد احساساتى ميكنند درحاليكه رحمت خداوند را بايد در چارچوب نظام عمومى اسباب و مسببات جستجو كرد و از سيره قائد عظيم خود كه اولين شخصيّت جهان بشريت يا جهان آفرينش است پند گرفت