تسنيم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٠
اول معناى آن اين باشد ك هكان هدى لّلمتّقين يعنى قرآن براى متقيان هدايت بوده است، بنابراين هدايت قرآن پيش از حصول تقواى متقيان بوده است.
دوم مراد از متقين متقيان شأنى باشد يعنى كسانيكه آمادگى پذيرش هدايت قرآن را براى متقى شدن داشتهاند و ممكن است كه آيه مباركه إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَ خَشِيَ الرَّحْمنَ ... و امثال آن نيز بهمين منوال تفسير گردد و همچنان آيه مباركه وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً.
سوم مراد از هدايت بعضى از مراتب عاليه آن باشد كه تنها شامل حال مطيعين ميشود چنانچه در قرآن ميفرمايد: إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً و قوله تعالى وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً. در آيه پنجم بقره ميفرمايد: أُولئِكَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.
اگر مراد از اين هدايت، هدايت عمومى و اولى باشد جواب سوم تقويه ميشود، و اگر مراد هدايت ثانوى باشد جواب اول محكم ميشود و اگر تأكيد هُدىً لِلْمُتَّقِينَ باشد احتمالات سهگانه فوق بحال خود باقى ميماند.
و اگر بگوئيم كه مراد از صراط مستقيم مطلق تدين به دين اسلام نيست بلكه مرتبه عاليه كه روش انبياء و شهداء و صالحين است سؤال از اساس خود از بين ميرود و سؤال هدايت تحصيل حاصل نيست كه براى غالب افراد تحصيل معدوم است.
٢- إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ ... (آيه ٦- ٧ بقره)
كسانيكه كافر شده چه آنان را بترسانى يا نه ايمان نمىآورند.
سؤال ميشود كه جمعى از كفار حتى به ارشاد اهل علم ايمان آوردهاند، اساسا همه معاصران حضرت پيامبر (ص) كافر و مشرك بودهاند و رسالت آنحضرت براى ارشاد همين مردم بوده است پس چرا قرآن ميگويد كفار