تسنيم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٧ - (٢) سوره نازعات
٣- نعمتهاى بهشتى مقدارى در مقابل عمل به عنوان جزا و مقدارى بخشش و عطا است كه بحد كافى مىرسد.
٤- مردم اختيار صحبت كردن را ندارند و ملائكه و روح نيز چنيناند مگر آنكه خدا به او اذن صحبت دهد و حرف صحيح (در دنيا يا در ميدان قيامت) بزند.
٥- ملائكه و روح (كه مخلوقى است بزرگتر از ملائكه در ميدان قيامت) صف مىزنند و مىايستند!
٦- انسان بعمل خود كه در دنيا انجام داده است نظر مىكند.
٧- و كافر آرزو مىكند كاش خاك مىبود (بعذاب مبتلا نمىشد)
(٢) سوره نازعات
وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً وَ السَّابِحاتِ سَبْحاً فَالسَّابِقاتِ سَبْقاً فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ واجِفَةٌ أَبْصارُها خاشِعَةٌ يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحافِرَةِ أَ إِذا كُنَّا عِظاماً نَخِرَةً قالُوا تِلْكَ إِذاً كَرَّةٌ خاسِرَةٌ فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ.
١- سوگند به فرشتههائى[١] كه (ارواح) را بزور مىكشند (و قبض روح مىكنند) و آنها را (از قيد بدن) باز مىكنند و (رواح مؤمنين را) به آرامى همچو شناگران مىگيرند و پيشىگيران (بر غير خود) اند (و امور محوله او را بفرمان خدا) تدبير مىنمايند (كه شما مثلا حتما در روز قيامت مبعوث مىشويد)
٢- روز قيامت دو آواز بزرگى يكى پس از ديگرى بوقوع مىبندد (دو نفخه ايكه در سوره عم بيان شد)
٣- دلهاى (كفار) در اضطراب و چشمانشان (از ترس عذاب) ذليلانه پايين
[١] - آيات فوق بغير فرشتهها نيز تفسير شده است.