تسنيم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٢ - بحث علمى و اعتقادى
است (يعنى مركّب از مشيّت تكوينى متعلق بمقدمات خواست انسان مانند وجود و عقل و قدرت و سلامتى و غيره و مشيّت تشريعى كه عبارت از امر به ايمان آوردن و ديانت باشد)
٢- ممكن خطاب بكفار باشد يعنى شما به اختيار خود مسلمان نمىشويد مگر اينكه خداوند بخواهد شما را جبرا به اسلام داخل كند (ولى خداوند چنين اجبارى در امر دين ندارد)
٣- شما اسلام را نمىخواهيد مگر اينكه خدا بخواهد بشما لطف كند.
٤- هيچ كسى بدون خواست الهى خواهش دخول در دين را ندارد چون او مىخواهد پس، خواست شما حتمى مىشود (قول مجبره)
بحث علمى و اعتقادى
در اين بحث مراد ما از اراده و مشيّت يك معناى واحد است.
(فصل اول) اراده بر دو قسم است.
اراده تشريعى
اراده تكوينى
اراده تشريعى يعنى قصد و خواست يك كار از غير، توسط اراده و اختيار آن غير است و قهرا اين اراده بمعناى تكليف (امر و نهى) خواهد بود و چون اين اراده به فعل اختيارى تعلق مىگيرد قهرا تخلف مراد[١] از اراده حتى اگر اراده خداوند باشد ممكن است و لذا كفّار و فسّاق نافرمانى مىكنند.
اراده تكوينى به فعل خود مريد تعلق مىگيرد و لذا تخلف مراد از اراده معقول نيست مگر اينكه مزاحم قوىترى فرض شود كه اراده را از تاثير در
[١] - مقصود از مراد متعلق اراده است كه فعل غير باشد و امّا تكليف كه مراد اصلى اراده است از اراده تخلف نمىكند( دقت كنيد)