تسنيم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١ - يك اصل كلى
دهن و دندان ندارد.
رحمت ما از رقت دل ما است كه خداوند رقت ندارد و نه دل دارد، اساسا خداوند نه مادى است و نه محل حوادث، و قياس واجب الوجود بر خود باطل و غلط است. و اين اصل بايد همهجا مورد توجه موحدين باشد كه به بيراهه نروند.
رحمت الهى بر دو قسم است:
رحمت عام كه بهمه مخلوقات بشمول كافر ميرسد و رحمتى وسعت كلّ شئ، رحمت من همه اشيا را فراگرفته است و اين رحمت رحمت رحمانيه است.[١] (ربّنا وسعت كلّ شيئ رّحمة و علما).
رحمت خاص كه پاداش مؤمنين است و اين رحمت رحمت رحيميه است، ميشود كه توفيقات مؤمنين و ثواب آنان را از همين رحمت دانست. فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ.
ولى بايد متوجه بود كه رحمت واسعه الهى بر اساس قانون عليت استوار است كه مصالح عمومى و يا فردى در آن ملحوظ شده است كه اهم بر مهم ترجيح دارد و نبايد كه رحمت خدا از دريچه تنگ و كج احساسات و عواطف خود بررسى كنيم، مثلا گاهى ميشنويم كه در فلان منطقه خشكسالى پديدار گشته و هزاران انسان- زن، طفل، پير، جوان، از گرسنگى و بيمارى تلف شدهاند، حيوانات نابوده گشتهاند، فورا ذهن ما بسوى رحمت و حتى عدل خداوند ميرود كه پس عدل و رحمت خدا كجا رفت؟!!!
ما كه مصالح عمومى كائنات را نمىدانيم و حتى مصالح انسان نيز در درازمدت در روى زمين براى ما مجهول است و هيچ مدركى براى اعتراض
[١] - بعيد نيست كه رحمن لقب خداوند باشد و لذا در قرآن بدون مناسبت معناى آن استعمال شده است. وَ ما أَنْزَلَ الرَّحْمنُ مِنْ شَيْءٍ، هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ. الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى. و لذا بر غير خدا اطلاق نميشود.