تسنيم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٨ - وسوسه شيطان
٨- چرا زن فلانى از من نباشد
٩- تا كى عمرم به نماز و روزه و عبادت بگذرد
١٠- زكات و خمس و حج زندگانى مرا خراب مىكند
١١- جوانى براى لذت بردن است من هنوز فرصت زياد دارم
١٢- حرامخوران كامياب و متقيان بدبختند.
١٣- عمل من از همه مسلمانان بهتر است.
١٤- همه مردم خائن و پليدند.
١٥- اگر حرام نخورم از گرسنگى مىميرم
١٦- عزت و ذلت من بدست فلانى است.
١٧- اگر من نباشم وضع اين اجتماع خراب مىشود.
١٨- شخصيّت من بهر راهى كه مىشود بايد محفوظ بماند من بسيار مهم هستم.
١٩- ديگران وظيفه دارند از من تقدير كنند و مقصراند
٢٠- من نسبت بخداوند هيچ تقصيرى ندارم
و امثال اينها
غرض عمده اين سوره مباركه اينست كه ما بايد آمادگى و آگهى داشته باشيم تا در مقابل وسوسههاى متنوع و رنگارنگ و هميشگى شياطين جن مقاومت و پايدارى كنيم كه واقعا جهاد اكبر است و يك راه فرار دادن شياطين و خنثى نمودن وسوسههاى آنان پس از اراده و هشيارى خود مكلّف ياد خداوند است و پناه بردن به او و اين مفهوم توسط جمله (اعوذ باللّه من الشّيطان الرّجيم) بهتر تلقين نفس مىشود شيطان بر علاوه وسوسه كردن به بديها و زينت دادن فسوق در نظر آدمى دو قسم وسوسه ديگر نيز دارد (اول) كه مكلّف را خصوصا در دوره جوانى و تدين- بوسوسه تطهير و ترديد در صحت بعضى از عبادات مبتلا مىسازد جمعى را مىبينيم كه ده مرتبه دست يا لباس خود را در آب جارى فرومىبرند و باز هم فكر مىكنند پاك