تسنيم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٧
بگو در آنچه كه بر من وحى شده خوردن حرامى را جز مردار يا دم ريخته شده يا گوشت خوك كه پليد است يا ذبيحهاى كه نام غير خدا بر آن گرفته شده است و مثل اين آيه آيه ١١٥ نحل است: إِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ. (و آيات ٣ سوره مائده و ١٧٣ سوره بقره)
سؤال اينجاست كه محرمات مربوط بخوردن بمراتب بيشتر از اين چهار چيز است كه بنابر تخصيص عام مذكور تخصيص اكثر مستهجن لازم مىآيد چرا قرآن محرمات را تنها بر اين چهار چيز حصر كرده است؟
١٢- يا بَنِي آدَمَ إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آياتِي ... (اعراف ٣٥)
اى پسران آدم اگر رسولانى از من (بسوى) شما از (جنس خود) شما آمدند و آيات مرا بر شما حكايت كردند ...
سؤال در كلمه (اگر اما) است زيرا در همه زمانها انبياء و نبوتها بوده و اين ندا در هر زمانيكه مراد باشد با كلمه اگر كه موضوع را- حداقل- در نظر مخاطبين مشكوك مىسازد مناسبت ندارد زيرا مخاطبين به آمدن انبياء قبلا و فعلا يقين دارند.
ممكن است بگوئيم كلمه نون تأكيد ثقيله كه بر جمله شرطيه (يأتينّكم) داخل شده نشانه محقق الوقوع بودن شرط است نه مشكوك بودن آن (دقت كنيد)
١٣- فَلَمَّا آتاهُما صالِحاً جَعَلا لَهُ شُرَكاءَ فِيما آتاهُما فَتَعالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ (اعراف ١٩٠)
وقتيكه خداوند به آدم و حوا (فرزند) شايستهاى داد براى خدا شريكانى قرار دادند.
سؤال اينست كه قرآن نسبت شرك را بحوا و آدم كه پيغمبر خدا است ميدهد كه خلاف عقل است.
جوابهائيكه در تفاسير داده شده يكى هم قناعتبخش نيست.