تسنيم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٦
باشيد و نه در حال جنابت مگر اينكه عبوركننده راه باشيد تا اينكه غسل كنيد، سؤال اينست كه جمله الّا عابرى سبيل در اين آيه نامفهوم است.
٩- يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ ما ذا أُجِبْتُمْ قالُوا لا عِلْمَ لَنا إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ (مائده ١٠٨)
روزيكه خداوند پيامبران را جمع نموده ميگويد مردم جواب شما را چى دادند، ميگويند: ما علم نداريم تو داناى بغيبى، سؤال ميشود كه انبياء بجواب امتان خود علم داشتهاند چرا قرآن از آنان حكايت عدم علم را ميكند؟
(ج) ممكن است مراد نفى علم كامل با همه تفصيلات باشد نه مطلق علم بقرينه صفت علام الغيوب، بنابراين سؤالى متوجه نميشود.
١٠- وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ يُحافِظُونَ (انعام ٩٢) كسانيكه به آخرت ايمان مىآورند به قرآن ايمان مىآورند درحاليكه بر نماز خود محافظت ميكنند
سؤال اينجا است كه اثبات معاد نقلى است پس ايمان به آن فرع ايمان به قرآن است نه اينكه ايمان بقرآن از ايمان به آخرت پيدا شود، حتى معاد روحانى هم به عقل اثبات نميشود. بلى احتمال عذاب عقلا موجب محض است كه گاهى مخبر بايمان به قرآن ميشود ولى احتمال عقاب غير از ايمان به آخرت است.
ميشود گفت كه بشهادت ماقبل اين آيه، مراد اينست كه اهل كتاب بقرآن ايمان نمىآورند و تنها اين مؤمنين به آخرت و محافظين بر نماز (يعنى مسلمانان) اند كه بقرآن (به اثر تبليغ) تو ايمان مىآورند و اهل كتابيكه تو با آنها مراوده دارى ترسى از آخرت ندارند تا آن ترس موجب تفكر و تدبر و بالاخره منجر به ايمان آورى آنان بقرآن شود.
١١- قُلْ لا أَجِدُ فِي ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلى طاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ ... (انعام ١٤٥)