تسنيم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩ - يك اصل كلى
مسلمان است.
رحمت
رحمت الهى نه تنها سبب ارتباط خالق و مخلوقات است كه مقوّم آنها نيز ميباشد زيرا اگر رحمت او نبارد هيچ مخلوقى در دائره هستى و وجود داخل نگردد،
وجود اشيا و بقاى آنان و تمام مظاهر كائنات جلوههاى رحمت خداوند است لذا تمام سورهها بنام خداوند رحمن و رحيم افتتاح شده است و تنها يك سوره (برائت) از (١١٤) سوره بسم اللّه ندارد.
رحمت رقت قلب است كه باعث احسان بغير ميشود ولى خداوند داراى جسم و جسمانيات نيست و رقت قلب ندارد، بنابراين رحمت او بمعناى مجرد احسان است
يك اصل كلى
بسيارى از صفات و افعال مانند علم و قدرت و حيات و اراده و رضا و غضب و رحمت و كراهت و تكلّم بخالق و مخلوق هردو نسبت داده ميشود و مفهوم آنها در هردو مورد يكى است ولى مصداق آنها و كيفيت نسبت آنها متفاوت است كه فهم اين تفاوت در تكميل معارف و عقايد دينى مؤثر است.
مثلا قيام علم و قدرت بنفس انسان حلولى است و در خداوند ذاتى، كه فهم تفصيلى آن براى ما بسيار دشوار است ولى براهين عقلى ميگويد صفات خداوند عين ذات اوست نه زائد بر آن. علم ما يا حصولى است و يا حضورى ولى علم خداوند كه عين ذات اوست نه حصولى است و نه حضورى، خداوند در ازل به مخلوقات خود تا ابد محيط و عالم بوده است ولى در ازل نه صور اشياء تحقق داشته و نه وجودات خارجى آنها حتى بنحو اجمال و اندماج، و