تسنيم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨ - عالمين
و از اينجا وضع مدلول آيه مباركه وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ نيز تا حدى روشن ميشود، بنا به احتمال اول معناى آيه اين ميشود كه حضرت ختمى مرتبة (ص) رحمت براى همه مخلوقات است (يعنى واسطه فيض وجودى و يا فيض كمالات وجودى) و بنا به احتمال دوم معنا اين ميشود كه ايشان رحمت انسانها ميباشند كه تقريبا ميشود همان رسالت دينيشان مراد باشد، نگارنده هرچند معناى اول را در مجالس سخنرانى و شايد در بعضى نوشتههايش تاكنون ترجيح داده است ولى فعلا آنرا بىدليل ميبيند بلكه آيه مباركه تَبارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعالَمِينَ نَذِيراً. را قرينه مناسبى براى معناى دوم ميداند زيرا انذار براى مكلفين است (جن و انس)
بلى مقتضاى ادلّه عقلى ثبوت و ضرورت ربوبيّت حق تعالى بر هرچيز است ولى مراد قرآن مجيد از العالمين در اين آيه و پارهاى آيات متشابه معلوم نيست كه هر شئ است يا خصوص عقلا كه بعضيها آنرا ادعا دارند و عالم را شاملتر و عامتر از عالمين ميدانند[١] و ربّ العالمين تقريبا بمنزله ربّ النّاس مىشود بهرحال چون غرض از سوره فاتحه بلكه از همه قرآن مجيد توجه انسان بعظمت و رحمت و نعمتهاى بىپايان خداوند است تا او بوسيله عبادت و حمد خدا و ياد خدا نفس خود را از آلودگيها پاك نموده بمراتب كمال برساند بدين لحاظ جمله الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ در اوّل اين سوره بيان شده است كه بدو صفت رحمن و رحيم تكميل و بصفت سوم مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ منتهى گرديده است و ميشود كه ربوبيّت و رحمت عمومى را علّت حمد خداوند دانست و مالكيت يوم الدين مشوق عبد بحمد است كه جزاى آنرا در قيامت بحمدكنندگان ميدهد و فرد عاقل موحد هميشه بايد خداى خود را در مقابل نعمتهاى بىپايان او حمد و سپاس كند، كفران نعمت از بدترين صفات
[١] - يعنى مفرد آن بيشتر از جمع آن مدلول دارد كه از نوادر و خصايص اين لفظ است، چنانچه جمع وزن فاعل به واو و نون نيز از خصايص همين لفظ است