تسنيم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٤ - (٢) سورة و العصر
بطور كلى افعال و اعمال انسان تابع اخلاق و صفات نفسى و طرز تفكر اوست اخلاق خوب منشاء افعال خوب و اخلاق بد علت كارهاى بد مىشود و اين موضوع را همه قبول دارند.
راه اصلاح و تهذيب اخلاق بنظر همه دانشمندان تربيت است.[١]
ولى در اينجا دو سؤال مشكل وجود دارد.
(اول) تربيت چيست و اصول آن بر چه معيارى تعيين مىشود؟
(دوم) ضامن اجرائى تربيت كه با هوسهاى آدمى ناسازگار است چه مىباشد؟
اگر پاى دين در بين نباشد براى دستيابى بجواب اين دو سوأل بجائى نخواهيم رسيد، خصوصا در رابطه با جواب سوال دوم كه جز دين (ايمان به خدا و روز قيامت) ضامن اجرائى ديگر سراغ نداريم زيرا اگر فرض كنيم كه در بين انسانها اشخاصى پيدا شدهاند و يا در آينده نيز پيدا خواهند شد كه بدون تاثير دين اخلاق خوبى بدست آوردهاند مسلما تعداد آنان آنقدر اندك است كه حكم عدم را دارند و همچون قطره گلابى هستند كه در حوض مملو از آب گنديده ريخته شوند و بشريت تا امروز راهى براى تضمين و تحميل مكارم اخلاقى پيدا نتوانستهاند.
بنابراين دين اولا اخلاق بشر را تعديل و تهذيب مىكند كه منجر به افعال خوب مىشود. و ثانيا تمام افعال منافى امنيت اجتماعى را مانند فحش و دشنام و توهين و دروغ و تهمت تجاوز بناموس و مال و حق ديگران و امثال آنرا حرام نموده است، و بدينترتيب جلو مظالم و خونريزى و تجاوز را مىگيرد و زندگانى را از بدبختيها و رنجها و مصيبتها نجات مىدهد. لذا قران مىفرمايد: كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ. اين
[١] - ممكن است بعضى از افراد طبيعتا داراى اخلاق پسنديده باشند ولى اين افراد نادراند و مكارم اخلاقى غالبا بدون تربيت تحقق نمىيابد.