تسنيم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٠ - (٢) سورة و العصر
وجدانى او بهم خورده و خاصيت وجودى خود را باخته است و قهرا تاوان اين تخلف را بايد بپردازد اصل تناسب ميان نفع و ضرر را بايد مورد توجه قرار دهيم، يك نفر كمبضاعت اگر روزى فائده ببرد مثلا يكصد دينار فائده مىبرد و روز دوم اگر ضرر ببيند بهمين حدود متضرر و خسارهمند ميشود ولى آن سرمايهدار كه يك ميليون دينار سود برده است وقتى ضرر مىبيند ضرر او يكصد دينار نخواهد بود بلكه به تناسب سود او خواهد بود.
حيوان اگر ضرر ببيند مثلا گرسنه خواهد ماند و اگر شانس خوب داشته باشد شكمش پر خواهد شد! ولى انسان كه اگر بطرف كمال برود خير البريّة (بهترين مخلوقات) ميشود و اگر بطرف انحطاط و پستى برود شرّ البريّة (شريرترين مخلوقات) ميشود، اين خسران واقعا باورنكردنى است نفع و ضرر فهميدهتر بيشتر از فهميده است و از عالم بيشتر از جاهل ميباشد.
قرآن مجيد درباره عالم بىعمل و يا بىايمان فاسد دو تعبير بسيار زنندهاى دارد كه براى همه ما و شما بسيار آموزنده است، در يكجا او را به سگ و در جاى ديگر به الاغ تشبيه ميكند!!! (فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ- كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً) حالا فهميديد كه انسان در معرض چه خطرات و خساراتى قرار دارد؟! بيدار و هوشيار باشيم كه مانند جمعى از احمقان بهترين ايام عمر و دوره جوانى خود را به لهو و لعب تلف نكنيم و نگوئيم كه در پيرى جبران مىكنم، پس ز جوانى دوره فراغت ميرسد نمازها و روزهها را قضا ميكنم حج ميروم، حقوق مالى (زكات و خمس و كفارات و فطر و حقوق مردم) را ميدهم، در پيرى توبه ميكنم و خودم را اصلاح مىسازم و سپس پاك و پاكيزه بسوى خداى خود ميروم فعلا دوره جوانى را كمى خوش ميگذرانم!!!
بلى خواننده عزيز، اين منطق احمقان است چه اولا دليلى وجود ندارد كه اين افراد در همين حال نميرند و تا به پيرى بمانند، و ثانيا دوره پيرى دوره ضعف و ناتوانى و بيحالى و درد و مرض است كه انسان به نماز و روزه واجب همان وقت بطور درست رسيدگى نمىتواند تا چه رسد كه گذشتهها را