تسنيم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٩ - (٢) سورة و العصر
٢٠- انجام سائر واجبات و مستحبات شرعى
و امثال اينها كه هرچند در ابتدا زياد بنظر ميرسد ولى چنين نيست و همه اينها جمعشدنى است، فقط اراده جدى و برنامهريزى و تلاش مىخواهد و خداوند توفيق انجام همه را ميدهد.
(دوم) چرا انسان كه برتر از بسيارى از مخلوقات است در خسران و زيان است؟[١] ميشود براى آن سه دليل بيان كرد:
(الف) كه در مقابل گذراندن عمر عزيزش چيزى بدست نياورده است.
|
سرمايه ز كف رفت و تجرت ننموديم |
جز حسرت و اندوه متاعى نخريديم |
|
|
ما تشنهلب اندر لب دريا متحيّر |
آبى بجز از خون دل خود نچشيديم |
|
و روى اين دليل ارتباط مستقيم ميان سوگند خوردن بعصر و خسران انسان به اتلاف عمر عرض اندام ميكند.
(ب) طبيعت حيوانى انسان به شهوات ناجائز از قبيل بىعفتى و مال مردم خورى و تصرف در حقوق ديگران و كبر و حرص و حسد و طمع و غره متمايل است وقتى به ايمان بخدا و روز قيامت و عمل صالح تصفيه و تعديل نشود مقام انسانى خود را از دست ميدهد و كمال انسانيت در تربيت است.
(ج) خداجوئى و خداخواهى در فطرت آدمى نهفته است (فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها) وجدان آدمى تا حدودى بسوى خوبيها نيز علاقهمند است (وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ- فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها- وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ) غالب افراد از تمايلات عالى انسانى مانند احسان و ايثار و گذشت و امانتدارى و غيره با تفاوت درجات و اختلاف حالات بهرهمنداند بنابراين انسان بىايمان بدكردار از فطرت و حكومت وجدان خود بدور مانده است و تعادل روحى و
[١] - بعضى از دانشمندان براى خسر و خسران( بر وزن كفر و كفران) پنج معنى ذكر كردهاند: ١- درماندگى ٢- غبن و فريفتگى ٣- گمراهى ٤- نقص و كاستن ٥- زيانكارى و ضرر، و خسر در اين سوره را بمعناى سوم گرفته است.