علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٩٠ - بحثی در باره راه نیافتن روایت «أفضل الأعمال انتظار الفرج» در
پیرامونی» مینامیم. روایات پیرامونی را اگر چه نمیتوان نقلی از روایت «أفضل الأعمال انتظار الفرج» خواند، اما میتوان دید که آنها موجب ایجاد ارتباطی میان این روایت و
مسأله قیام قائم در ذهن خوانشگر شیعی میگردند. به این ترتیب، این دسته از روایات
نیز میتوانند به مثابه عاملی در شکلگیری خوانش قائم _ محور در فضای فکری شیعه به شمار آیند.
از جمله آثار متقدم شیعی _ که میتوان روایتی پیرامونی در آن یافت _ کتاب تفسیر العیاشی است. نخستین روایت، سخنی است از امام رضا _ علیه السلام _ در پاسخ به پرسش محمد بن فضیل که از امام در باره فرج پرسیده بود. امام در پاسخ میفرمایند:
آیا نمیدانی که انتظار فرج نیز جزئی از فرج است؟ همانا خداوند میفرماید: انتظار برید که من نیز با شما از منتظرانم.[١]
عیاشی روایت را ذیل آیه ١٠٢ سوره یونس آورده است؛ چرا که امام در سخن خود، بخش پایانی این آیه را تضمین، فرموده اند.[٢] این روایت را اگر به مثابه گزارشی تاریخی ببینیم، آن گاه میتوان این گونه گفت که پرسش محمد بن فضیل در باره مسأله فرج امام، خود نشان دهنده این است که واژه «فرج» به مثابه کلیدیترین واژه روایت «أفضل الأعمال انتظار الفرج»، با مسأله قائم آل محمد پیوند خورده است. در واقع، از این روست که محمد
بن فضیل، از به دست گرفتن زمام امور از سوی امام رضا _ علیه السلام _ با واژه «فرج»
تعبیر میکند.[٣]
در جمعبندی این بحث باید گفت که به گمان قوی در میان شیعیان، زمینههای صدور روایت «أفضل الأعمال انتظار الفرج» و نیز روایات پیرامونی آن به مثابه یک عامل موجب میگردیده که خوانشگر شیعی این روایت، به سمت خوانش قائم_محور گرایش یابد.[٤] به عبارت دیگر، وی با دیدن این زمینههای صدور و نیز روایات پیرامونی، متقاعد
[١]. لفظ روایت چنین است: «ا و لیس تعلم ان انتظار الفرج من الفرج؟ ان الله یقول: انتظروا انی معکم من المنتظرین».
[٢]. تفسیر العیاشی، ج٢، ص١٣٨.
[٣]. روایت پیرامونی دیگری را نیز میتوان در تفسیر العیاشی یافت که وی از امام رضا – علیه السلام - ذیل آیه ٩٣ سوره هود میآورد. برای جلوگیری از طولانی شدن بحث، از آوردن آن خودداری میکنیم. برای این روایت نگاه کنید: تفسیر العیاشی، ج٢، ص١٥٩. روایات پیرامونی دیگری نیز در منابع روایی معتبر شیعی قابل مشاهده است. برای نمونه ر.ک: الکافی، ج٥، ص١٩؛ الکافی، ج٢، ص ٢٢-٢٣؛ الغیبة، ص٢٥٣؛ هدایة الکبری، ص٣٥٨.
[٤]. نکتهای که نباید از نظر دور داشت، آن است که در میان آثار روایی شیعی، خوانشهایی را میتوان سراغ گرفت که به سمت قطب خوانش اخلاقی از این روایت گرایش دارند. این که چرا شاهد چنین خوانشهایی از روایت مورد نظر در متون روایی شیعی هستیم، از بحث این نوشتار خارج است. برای نمونههایی از این دست خوانش در منابع شیعی، ر.ک: الامالی (طوسی)، ص٢٣٦؛ معانی الاخبار، ص١٩٩؛ تحف العقول، ص١٠٠.