علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٦٦ - ابومخنف و بررسی اسنادی و محتوایی اثر او «مقتلالحسین
معاویه از دنیا رفته بود.[١]
٢. روایت عمار دهنی (ق١): ایشان نحوه ارسال نامه و دستور گرفتن بیعت از
امام حسین _ علیه السلام _ و نقش بنی امیه را شرح نمیدهد. روایت عمار دهنی به این صورت است:
به ابوجعفر گفتم: قتل حسین _ علیه السلام _ را چنان به من بگو که گویی خود حاضر بودهام. گفت: معاویه مٌرد و ولید بن عتبه والی مدینه بود. پس کسی را به سوی حسین _ علیه السلام _ فرستاد تا از او بیعت بگیرد. آن حضرت _ علیه السلام _ گفت: با من مدارا کن و مهلت بده. ولید قبول کرد. آنگاه ایشان به مکه رفت و در آنجا نامههای کوفیان برای او آمد.[٢]
هیچ یک این خبر را نقل نکردهاند که این حاکی از اهمیت ندادن به این خبر است.
دقت در ضبط اسامی
در الامامة و السیاسة ابن قتیبه (م٢١٣ق) مشاهده شده که نام عمر بن سعد، عمرو بن سعید ضبط شده است؛[٣] در حالی که عمرو بن سعید اشدق (م٧٠ق) یکی از امرای اموی است که حاکم مکه در حدود سال ٦٠ق، بود.[٤] چنین بیدقتیهایی در اثر ابو مخنف دیده نمیشود.
٢) تحلیل درون متنی
با بررسی متن مقتل ابو مخنف برخی از ویژگیها و تواناییهای این اثر مورد ملاحظه قرار میگیرند. این ویژگیها تبیین کننده نوع بیان ابو مخنف و عوامل منسجم کننده آن است. در این بخش اغلب به داشتههای مقتل اشاره میشود.
بیان غیر داستانی
زبان ابو مخنف در بیان حوادث، واقعگرا و غیرداستانی است.[٥] در مقایسه مقتل مجعول ابو مخنف و مقتل موجود در تاریخ الطبری، عنصر داستانسرایی را میتوان ملاحظه
[١]. الاعلام، ج٣، ص٣١١-٣١٢.
[٢]. تاریخ الطبری، ج٤، ص٢٥٧-٢٥٨.
[٣]. الامامه و السیاسه، ج٢، ص٤.
[٤]. الاعلام، ج٥، ص٧٨.
[٥]. الخوارج و الشیعه، ص١١٣-١١٤.