علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٦٣ - ابومخنف و بررسی اسنادی و محتوایی اثر او «مقتلالحسین
منجر به ایجاد تصاویر منفصل در ذهن مخاطب نمیشود؛[١] به عنوان نمونه، به هنگام روایت مقتل قاسم بن حسن _ علیه السلام _ کلیات به خوبی ترسیم و جزئیات ارزشمندی ارائه شدهاند. او نقل میکند:
پسری سوی ما آمد که گویی چهرهاش پاره ماه بود، شمشیری به دست داشت و پیراهن و تنبان به تن داشت و نعلینی به پا، که بند یکی از آن پاره بود. هر چه را فراموش کنم، این را فراموش نمیکنم که بند چپ بود.[٢]
توصیف ظاهر قاسم بن حسن با هدف شرح واقعه بوده است. به همین علت، تصویر منسجمی در ذهن مخاطب ایجاد میکند.
با مقایسه این اثر با مقاتل معاصر خود، اهمیت کلینگری و جزئینگری بجا بهتر
تبیین میشود؛ به عنوان نمونه، در مقتل ابن سعد جزئینگری بیمارگونهای دیده میشود
که برآمده از روش طبقات نگاری بوده است. این موارد غالباً مربوط به توصیف
جزئیاتی نظیر ذکر کیفیت موی سر و خضاب آن،[٣] توصیف نوع پوشاک،[٤] نوع انگشتر
و نقش آن[٥] رنگ و نوع عمامه است[٦] که این تفاصیل نسبت به شهرت فرد کم یا
زیاد میشوند.
چنین روالی در ترجمه امام حسین _ علیه السلام _ نیز منعکس شده است. ابن سعد در مقتل خود هیجده روایت را تنها به پوشیدن لباس خز و خضاب کردن امام اختصاص میدهد،[٧] اما به هنگام نقل وقایع مربوط به ظهر عاشوار، تنها نه روایت را برای شرح حوادث ظهر عاشورا اختصاص میدهد.[٨]
عدم غرضورزی
غرض ورزی در نقل تاریخ یک خط قرمز به شمار میآید. این امر پیش از تدوین
رسمی تاریخ، در اسلام مورد توجه بوده است. آنها میدانستند که تنها میتوانند دست
[١]. الخوارج و الشیعة، ص١١٣.
[٢]. تاریخ الطبری، ج٤، ص٣١٤.
[٣]. طبقات الکبری، ج١، ٤٣٢، ٤٣٩؛ ج٣، ص٢١١؛ ج٥، ص٣٢٢.
[٤]. همان، ج٤، ص٣٣٤.
[٥]. همان، ج١، ص٤٧١، ٤٧٣، ٤٧٤؛ ج٣، ص٣٠، ١٤٣، ٢١١، ٢٢٠؛ ج٤، ص١٧٦.
[٦]. همان، ج١، ص٤٥٢، ٤٥٥؛ ج٣، ص٢٩، ٢٠١؛ ج٤، ص١١٣، ٢٧٦.
[٧]. ترجمه الامام الحسین(ع)، ص٤١ - ٤٤.
[٨]. همان، ص٧٢ - ٧٥.