بزم معرفت: مشاهیر تخت فولاد اصفهان - قاسمی، رحیم - الصفحة ٣٠٣ - نمونه اشعار
لبیک گفت. او ازدواج نکرده و فرزندی نداشت و چنانچه خود می گفت با طبع خود ازدواج کرده و فرزندانش اشعارش بودند. متأسفانه اشعار مکتوب جنّت پس از وفاتش از بین رفت و تنها بخشی از آثار او را آقای عبدالحسین روغنی "ضیمران" با مراجعه به محفوظات خود تدوین نموده که با عنوان "دیوان جنّت اصفهانی" در ١٥٠ صفحه چاپ شده و شامل قصاید، غزلیات و حکایات منظومه می باشد.
نمونه اشعار
تهی دست فرزانه ای حق پرست
یکی قرص سیم اوفتادش به دست
همان شب لب دجله در خواب شد
از آن خواب لرزان چو سیماب شد
مگر مرد آزاده در خواب دید
پی سیم دزدش گریبان درید
ز جا جست و افکند آن را در اب
که این سیم از من ربوده اسه خواب
همانا که آزاد مردان ز مال
ندانند چیزی به غیر از وبال
به راحت کسی زندگی می کند
که با نیستی بندگی می کند
ز "جنّت" نصیحت به جان گوش کن
غم سیم و زر را فراموش کن
اگر راحتی خواهی از روزگار
نصیحت ز من بشنو و گوش دار
بخور صبحدم لقمه ای ناشتا
که نیکو نگهداردت اشتها
چو ظهر آیدت نان به اندازه خور
نه حدی که گردد تو را معده پر
به شب آن قدر آب و نان بایدت
که در دیده آسوده خواب آیدت
نگیرد تب و رنج کم خوار را
ولی پرخوری کشته بسیار را