بزم معرفت: مشاهیر تخت فولاد اصفهان - قاسمی، رحیم - الصفحة ٣٠١ - احمد غفراللّهی (جنّت)
احمد غفراللّهی (جنّت)
شاعر وارسته، احمد ملقّب به غفراللّهی و متخلّص به "جنّت".
در سال ١٣٠٠ق در اصفهان در خانواده ای مذهبی متولد شد. پس از فراگرفتن دروس مقدّماتی در نزد اساتید زمان به محافل شعر و ادب راه یافت. خود می گوید:
گوش و زبان گشودم و بستم به هر کنار
تا در میان اهل سخن نکته دان شدم
دادم زمام تربیت خود به دست عشق
آن سان که پرورید مرا آن چنان شدم
وی از آغاز جوانی به سرودن شعر پرداخت و در اندک زمانی توانست در سلک شعرای خوب برای خود جایی باز کند. دوستان ادبی وی استادان: صغیر، شکیب، گلزار، دریا، جابر و مسرور بودند.
"جنّت" به شوق لقای حق در سلک اهل طریق داخل شد. ابتدا عرض ارادت به آقا میرزا عباس پاقلعه ای[١] برده و سپس نزد حاج میرزا زین العابدین ارادت خاص داشت. وی مدّتی به سیر آفاق پرداخت و پس از مراجعت به تدریس و بعد در اداره فرهنگ مشغول گردید. در انجمن
ادبی مرحوم میرزا عباس خان شیدا با دکتر مسرور استاد نظم و نثر آشنا گردید. این آشنایی منجر به علاقه شدیدی شد که سال ها دوام داشت و پس از آن که دکتر مسرور بنا به دعوت دانشگاه جهت تدریس به تهران مهاجرت کرد نیز دوستی آنان ادامه یافت و هیچ چیز نتوانست آنان را از هم جدا
[١] ٢٨٥. آقا میرزا عبّاس معروف به صابر علیشاه فرزند سیّد محمّد هادی از مشایخ سلسله نعمه اللهیه در حسن معاشرت و اخلاق و ملکات فاضله و بسط ید در بین معاصران بسیار ممتاز بود و عموم طبقات مردم به وی اظهار ارادت می نمودند. وی در صبح سه شنبه ٥ ربیع الاول ١٣٥٠ق وفات یافت. مرحوم معلّم حبیب آبادی در وفاتش گوید: سر برون کرد یکی ناگه و گفت: "زجهان عارف ربّانی رفت"