صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٧٤ - تعيين وصى
نمايد و دو شعر منسوب به مولى الموالى- عليه صلواتاللَّه- را (وفدت على الكريم ... الى) در پارچه بنويسند و بر گردنم آويزند و اگر خلاف احترام نباشد در سنگ قبرم نيز مرقوم دارند و اگر وصى حال موت حاضر نباشد ديگر از بازماندگان يا مؤمنين از مال خودم اقدام كنند مأجورند انشاءاللَّه و در هر يك از مشاهد كه فوت اتفاق افتاد همانجا دفن كنند و اگر در نزديكى يكى از مشاهد اتفاق افتاد در صورت امكان به فوريت حمل كنند به آنجا و دفن كنند و وصى حسب متعارف مجلس ترحيم تشكيل دهد و قروض هر چه دارم بايد بدهد از مال خودم و اگر در خمين هم قرض داشته باشم حسب اطلاع اخوان محترمم ادا بايد بشود و دو سال صوم و پنج سال نماز احتياط استيجار كنند شخص متدينى از اهل علم را. و اكنون يك فرزند غير بالغ به نام احمد دارم و وصى من قيّم اوست از طرف من تا وقت رشد و بلوغ. و منزل مسكونى كه در محله يخچال قاضى دارم پس از من بين مخدره عيالم و الده اولادم و دو نفر فرزند ذكور او مصطفى و احمد مشترك باشد براى هر كدام (مخفى نباشد كه يك دانگ از خانه مزبور را مهريه عيال مصطفى كردم بنابراين ايشان يعنى مصطفى پس از من يك دانگ از خانه مسكونى را دارند) دو دانگ آن را قرار دادم و دو دانگ عيالم در ازاى مهريه ايشان است و اگر زياده بر مهريه است نيز به ايشان واگذار كردم و اثاثيه منزل نيز هر چه هست كه مربوط به خود من است واگذار كردم مابين سه نفر و بقيه ماترك كه املاك مختصرى در كمره است بين جميع ورثه كما فرض است بايد تقسيم شود و چون دو صبيه دارم در منزل اگر اجل به من مهلت نداد كه آنها را به شوهر دهم بايد به اندازهاى كه به صبيه بزرگم جهيزيه دادم به اين دو نفر نيز از ميانه جميع اموال داده شود (منظور آن است كه به هر يك از اين دو نفر نيز به اندازه صبيه بزرگم جهيزيه بدهند) و كتابهايى كه دارم پس از من مال مصطفى است و كسى را در آنها حقى نيست و اگر ميسور شد بدون زحمت و كلفت كتابهايى كه تصنيف كردم به تدريج طبع كنند خصوص كتاب آداب الصلوة و اربعين را بيشتر در نظر داشته باشند براى طبع لكن وصيت راجع به طبع كتب مطلقاً الزامى نيست.
و وصيت مهم من به همه اولادهايم خصوص مصطفى آن است كه با مادرشان سازگار