صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٢ - وصيتنامه سياسى- الهى
بذله گوييها، و آن همه مراكز عياشى و فحشا و قمار و مسكرات و مواد مخدره كه همه و همه براى كشيدن نسل جوان فعال كه بايد در راه پيشرفت و تعالى و ترقى ميهن عزيز خود فعاليت نمايند، به فساد و بىتفاوتى در پيشامدهاى خائنانه، كه به دست شاه فاسد و پدر بىفرهنگش و دولتها و مجالس فرمايشى كه از طرف سفارتخانههاى قدرتمندان بر ملت تحميل مىشد، و از همه بدتر وضع دانشگاهها و دبيرستانها و مراكز آموزشى كه مقدرات كشور به دست آنان سپرده مىشد، با به كار گرفتن معلمان و استادان غربزده يا شرقزده صد در صد مخالف اسلام و فرهنگ اسلامى بلكه ملى صحيح، با نام «مليت» و «ملى گرايى»، [١] گرچه در بين آنان مردانى متعهد و دلسوز بودند، لكن با اقليت فاحش آنان و در تنگنا قرار دادنشان كار مثبتى نمىتوانستند انجام دهند و با اين همه و دهها مسائل ديگر، از آن جمله به انزوا و عزلت كشيدن روحانيان و با قدرت تبليغاتْ به انحراف فكرى كشيدن بسيارى از آنان، ممكن نبود اين ملت با اين وضعيت يكپارچه قيام كنند و در سرتاسر كشور با ايده واحد و فرياد «اللَّه اكبر» و فداكاريهاى حيرتآور و معجزهآسا تمام قدرتهاى داخل و خارج را كنار زده و خودْ مقدرات كشور را به دست گيرد. بنا بر اين شك نبايد كرد كه انقلاب اسلامى ايران از همه انقلابها جدا است: هم در پيدايش و هم در كيفيت مبارزه و هم در انگيزه انقلاب و قيام. و ترديد نيست كه اين يك تحفه الهى و هديه غيبى بوده كه از جانب خداوند منان بر اين ملت مظلوم غارتزده عنايت شده است.
٢) اسلام و حكومت اسلامى پديده الهى است كه با به كار بستن آن سعادت فرزندان خود را در دنيا و آخرت به بالاترين وجه تأمين مىكند و قدرت آن دارد كه قلم سرخ بر ستمگريها و چپاولگريها و فسادها و تجاوزها بكشد و انسانها را به كمال مطلوب خود برساند. و مكتبى است كه بر خلاف مكتبهاى غير توحيدى، در تمام شئون فردى و اجتماعى و مادى و معنوى و فرهنگى و
[١] «ملى گرايى»
تمايلات ملى به طور مطلق مطرود و نادرست نيست، بلكه آن نوع گرايشات ناسيوناليستى كه باعث جدا ساختن نژادها و مليتها از يكديگر و ايجاد تفرقه و چند دستگى است مطرود مىباشد، بديهى است كه اگر مليگرايى در حد يك احساس ساده دوستى نسبت به آب و خاك و وطن و ملت خلاصه شود و به صورت يك بت مورد پرستش واقع نشود و همه حقايق الهى فداى آن نگردد، چيز مذمومى نخواهد بود ولى اگر بنا باشد اين احساسات جايگزين حقايق و ارزشهاى انسانى و اسلامى شده و به عنوان يك ارزش والا مورد توجه و عنايت مفرط قرار گيرد و به صورت يك مكتب و مسلك درآيد، جز گمراهى و شرك و فساد به بار نخواهد آورد و اسلام با چنين گرايشاتى بشدت مبارزه مىكند.
(خدمات متقابل ايران و اسلام)
استاد شهيد مرتضى مطهرى- رحمة اللَّه عليه- در اين باره مىنويسد:
«ناسيوناليسم آن گاه عقلًا محكوم است كه جنبه منفى به خود مىگيرد يعنى افراد را تحت عنوان مليتهاى مختلف از يكديگر جدا مىكند، روابط خصمانهاى ميان آنها به وجود مىآورد و حقوق واقعى ديگران را ناديده مىگيرد ...»
حضرت امام- سلام اللَّه عليه- مكرر خطر مليگرايى و گرايشات ناسيوناليستى را گوشزد نموده، آن را عامل تفرقه و جدايى بين ملتها و سدى براى پيشرفت اسلام معرفى كردهاند: «... با دست حكومتهاى فاسد اين نژادپرستيها و گروهپرستيها در بين مسلمين رشد كرده عربها را در مقابل عجمها، عجمها را در مقابل عربها و تركها، و تركها را در مقابل ديگران قرار دادند و همه نژادها را در مقابل هم. اينكه من مكرر عرض مىكنم اين مليگرايى اساس بدبختى مسلمين است براى اين است كه اين مليگرايى ملت ايران را در مقابل ساير ملتهاى مسلمين قرار مىدهد و ملت عراق را در مقابل ديگران و ملت كذا در مقابل كذا، اينها نقشههايى است كه مستكبرين كشيدند كه مسلمين با هم مجتمع نباشند ...».