صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥٨ - پىنويسها
زاد العماد، ص ٢٦٥- مفاتيحالجنان، اعمال روز عرفه).
اين دعا بيانگر راز و نياز عاشقانه سرور آزادگان و سالار شهيدان با محبوب و معبود خود خالق يكتاست و شامل مفاهيم بس بلند و عميق است.
١٦- «صحيفه فاطميه»
قال الصادق (ع): «انَّ فاطمْ مَكَثَتْ بَعْد رَسُول الله خَمْسً وَ سَبعينَ يَوماً وَقَدْكانَ دَخَلَها حُزنٌ شديدٌ عَلى ابيها، و كانَ جبرئيل يَاتيها فَيَحسِنُ عَزاها عَلى ابيها، يَطيْبُ نفسها، وَ يُخْبِرها عن ابيها وَ مكانِهِ و يُخْبِرُها بما يكُونَ بَعْدَها فى ذُرّيتها و كانَ عَلىُّ يَكْتُبُ ذلك فهذا مُصْحَفُ فاطمَ».
امام صادق- عليه السلام- فرمود: فاطمه (ع) بعد از رحلت پيامبر اكرم (ص) بيش از ٧٥ روز زنده نماند، و غم جانسوز داغ پدر قلب او را لبريز كرده بود، به اين جهت جبرئيل پى در پى به حضورش مىآمد، و او را در عزاى پدر سلامت باد مىگفت، و تسلىبخش خاطر غمين زهرا (ع) بود، و گاه از مقام و منزلت پدر بزرگوارش سخن مىگفت، و گاه از حوادثى كه بعد از رحلت او بر ذريهاش وارد مىگرديد خبر مىداد، و اميرالمؤمنين- سلام الله عليه- نيز آنچه جبرئيل املا مىكرد همه را به رشته تحرير در مىآورد، و مجموعه اين سخنان است كه به مصحف فاطمه موسوم گرديد. (الاصول من الكافى، ج ١، ص ٢٤١). در روايت ديگرى در كتاب كافى، از اميرالمؤمنين (ع) نقل شده است كه: «در اين مصحف مسائل شرعى از حلال و حرام مطرح نيست، بلكه دانشى است از آنچه واقع شده و يا به وقوع خواهد پيوست».
١٧- «باقر العلوم»
اسم مبارك آن بزرگوار محمد، و لقب مشهور او باقر است كه حضرت رسول (ص) آن حضرت را طى رواياتى به اين لقب ملقب فرمود. كنيه مشهور آن حضرت، ابى جعفر و عمر مبارك ايشان ٥٧ سال بود.
امام باقر دو امتياز در ميان ائمه- عليهم السلام- دارد.
اول، جد پدرى ايشان امام حسين (ع) و جد مادرى آن حضرت امام حسن (ع) است. از اين جهت در حق ايشان گفته شده:
«عَلَوىُّ مِنْ عَلَوِيَّينَ وَ فاطِمِىُّ مِنْ فاطِميَّينَ وَ هاشِمىُّ مِنْ هاشِمِيَّيْنَ». امتياز ديگر آنكه وى پايه گذار انقلاب فرهنگى شيعه محسوب مىشود. گرچه انتشار معارف شيعه به دست امام صادق (ع) صورت گرفت ولى به دست امام باقر پايهگذارى شد. در دوران امام باقر (ع) دولت بنىاميه رو به زوال بود، مردم از آنها متنفر بودند. به علت وجود كسى چون عمربن عبدالعزيز، كه علاوه بر اينكه نفع بزرگى براى شيعه داشت ضرر بزرگى نيز براى بنى اميه داشت و اختلاف شديدى كه در ممالك اسلامى پديد آمده بود و هر كسى از گوشهاى قيام مى كرد، خلفا به سرعت تغيير مىكردند- چنانكه در مدت امامت امام باقر (ع) در مدت نوزده سال پنج خليفه روى كار آمدند: وليدبن عبدالملك، سليمان بن عبدالملك، عمربن عبدالعزيز، يزيد بن عبدالملك، هشام بن عبدالملك- پس موقعيت مناسبى براى آن حضرت كه از ظلم بنىاميه فارغ شده بود، پديد آورد كه انقلاب علمى را آغاز نمايد و بزرگانى از عامه و خاصه در اطراف ايشان جمع شدند و حقايق اسلام، لطايف اسلام و بالاخره معارف اسلام را منتشر كردند، از اين جهت رسول اكرم (ص) به ايشان لقب «باقر» داده است. صاحب لسان العرب مىگويد: «لُقِّبَ بِهِ لِاضنَّهُ بَقَرَالْعِلْمَ وَ عَرَفَ اصْلَهُ وَ اسْتَنْبَطَ فَرْعَهُ وَ تَوَسَّعَ فيهِ، وَالتَّبَقُّرُ التَّوَسُّعُ» امام باقر ملقب به اين لقب است چون شكافنده علم است، پايه علوم اسلامى را شناخت و فروع آن را درك فرمود و آن را توسعه داد و ريشه تبقر به معنى توسعه است.
عامه و خاصه نقل مىكنند كه رسول اكرم (ص) به جابربن عبدالله انصارى فرموده است: «يا جابرُ يوشكُ انْ تبغى حتّى تَلْقَى وَلَدَاً مِنَ الْحُسَيْنِ يُقالُ لَهُ مُحَمَّد يَبْقُرُ عِلْمَ النَّبيينَ بَقْراً، فَاذا لَقيتَهُ فَاْقَراهُ مِنّى السَّلامُ» اى جابر، تو زنده مىمانى، مردى از اولاد حسين را كه نامش محمد است ملاقات مىكنى كه او علم انبيا را مىشكافد. هنگامى كه او را ديدى سلامم