صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٤٠ - وصيتنامه سياسى- الهى
«دموكرات» [١] و «كومله» [٢] وصيت مىكنم كه به ملت بپيوندند. و تا كنون تجربه كردهاند كه كارى جز بدبخت كردن اهالى آن مناطق نكردهاند و نمىتوانند بكنند، پس مصلحت خود و ملت خود و مناطق خود آن است كه با دولت تشريك مساعى نموده و از ياغىگرى و خدمت به بيگانگان و خيانت به ميهن خود دست بردارند و به ساختن كشور بپردازند و مطمئن باشند كه اسلام براى آنان هم از قطب جنايتكار غرب و هم از قطب ديكتاتور شرق بهتر است و آرزوهاى انسانى خلق را بهتر انجام مىدهد.
و وصيت من به گروههاى مسلمان كه از روى اشتباه به غرب و احياناً به شرق تمايل نشان مىدهند و از منافقان كه اكنون خيانتشان معلوم شد گاهى طرفدارى مىكردند و به مخالفانِ بدخواهان اسلام از روى خطا و اشتباه گاهى لعن مىكردند و طعن مىزدند، آن است كه بر سر اشتباه خود پافشارى نكنند و با شهامت اسلامى به خطاى خود اعتراف، و با دولت و مجلس و ملت مظلوم براى رضاى خداوند هم صدا و هم مسير شده و اين مستضعفان تاريخ را از شرّ مستكبران نجات دهيد؛ و كلام مرحوم مدرس [٣] آن روحانى متعهد پاك سيرت و پاك انديشه را به خاطر بسپريد كه در مجلس افسرده آن روز گفت:
اكنون كه بايد از بين برويم چرا با دست خود برويم.
من هم امروز به ياد آن شهيد راه خدا به شما برادران مؤمن عرض مىكنم اگر ما با دست جنايتكار امريكا و شوروى از صفحه روزگار محو شويم و با خون سرخ شرافتمندانه با خداى خويش ملاقات كنيم، بهتر از آن است كه در زير پرچم ارتش سرخ شرق و سياه غرب زندگى اشرافى مرفه داشته باشيم. و اين سيره و طريقه انبياى عظام و ائمه مسلمين و بزرگان دين مبين بوده است و ما بايد از آن تبعيت كنيم؛ و بايد به خود بباورانيم كه اگر يك ملت بخواهند بدون وابستگيها زندگى كنند مىتوانند؛ و قدرتمندان جهان بر يك ملت نمىتوانند خلاف ايده آنان را تحميل كنند.
[١] «حزب دموكرات كردستان»
اين حزب در سال ١٣٢٢ ه. ش. با حمايت و تشويق شوروى سابق توسط قاضى محمد تشكيل شد.
در بهمن ١٣٢٤ قاضى محمد به عنوان دبير كل حزب در راستاى سياستهاى شوروى و تجزيه ايران در مهاباد تشكيل حكومت داد اما به دنبال توافق دولتين ايران و شوروى سابق، قاضى محمد به همراه برادرش سيف قاضى و حدود چهل تا پنجاه نفر از اعضاى حزب اعدام شدند.
در سال ١٣٣٨ فعاليتهايى در جهت احياى حزب انجام شد كه با شكست مواجه گرديد.
با گذشت زمان و پيروزى انقلاب اسلامى در ايران اين حزب دوباره شروع به فعاليت نمود. رهبران جديد با استفاده از سابقه حزب و بهرهبردارى از ضعف دولت موقت و برخى خيانتها موفق شدند با تصرف تعدادى از پادگانهاى نظامى و غارت سلاحها موقعيت خود را در قسمتهايى از كردستان تحكيم بخشند. از نظر ايدئولوژى، حزب دموكرات على رغم تكيه بر ماركسيسم، اصالتى براى مبارزه طبقاتى قائل نيست و از همين رو فئودالها و خانهاى محلى در داخل حزب و كادر رهبرى آن از موقعيت ويژهاى برخوردار مىباشند.
پس از انقلاب اسلامى، رهبرى حزب با عبد الرحمن قاسملو بود. وى در سال ١٣٣٨ با تعهد سپردن به ساواك شاه از ايران خارج و به مدت پانزده سال در كشورهاى شوروى، عراق و اروپاى شرقى و فرانسه اقامت گزيد و در فرانسه در مدرسه «السنه شرقيهاى» كه يكى از وظايفش تربيت و پرورش جاسوس براى كشورهاى مشرق زمين است، مشغول به فعاليت مىشود در مدت اقامت در شوروى در بخش فارسى راديو مسكو به سخنپراكنى مشغول، و در عراق نيز شغل مهم دولتى داشته است. خاندان وى از فئودالهاى معروف منطقه مىباشند.
قاسملو در روز دوشنبه ٢٢/ ٤/ ١٣٦٨ شمسى در وين پايتخت اتريش به قتل رسيد. استراتژى حزب دموكرات، تحت پوشش خودمختارى، انتزاع خاك كردستان از پيكره جمهورى اسلامى ايران است. اين حزب همانند ديگر احزاب منطقه با انشعابات پى در پى كه در درون ساختار آن ايجاد شده است دريك سردرگمى و بلاتكليفى به سر برده و حيات آن به ميزان زيادى به حيات حزب بعث و حاميان غربى آن بستگى دارد.
بر اساس اسنادى كه از لانه جاسوسى امريكا در ايران به دست آمده و منتشر نشده است، دولت امريكا در وارد آوردن فشار بر نظام نوپاى اسلامى بيشترين استفاده را از حزب دموكرات كردستان برده است و همواره ايجاد اغتشاش در اين منطقه و حمايت كامل از حزب دموكرات و ديگر گروهكهاى محارب در كردستان، در برنامه سازمان سيا قرار داشته است
[٢] «حزب كومله»
بنا به ادعاى اين حزب، سال تأسيس آن ١٣٤٨ ه. ش. مىباشد اما نداشتن هيچ گونه فعاليتى تا سال ١٣٥٧ ه. ش. و عدم وجود مدارك كافى اين ادعا را مشكوك جلوه مىدهد. در سال ١٣٥٧ به دنبال كشته شدن فردى به نام محمد حسين كريمى كه حزب، او را از خود مىدانسته، اعلام موجوديت كرد و بدنبال آن در پى كسب وجهه و مانورهاى مردمپسندانه با شعارهاى دفاع از دهقان در مقابل فئودالهاى منطقه «كرمنو» از توابع سقز برآمد. با توجه به سوابق و روحيه و فرهنگ خاص حاكم بر منطقه، شعارهاى عوام فريبانه آنان تا حد زيادى مؤثر واقع شد و جو ضد دولتى در منطقه به وجود آورد و به موازات آن با سلاحهايى كه از پادگانهاى منطقه غارت كرده و نيز كمكهايى كه از سوى رژيم بعث به آنها مىشد وارد جنگ مسلحانه عليه نظام جمهورى اسلامى شدند. از نظر ايدئولوژى اين حزب از نقطه نظرات مائو الهام گرفته است. به دنبال گسترش تحرك نظامى جمهورى اسلامى، تشكيلات گروهك مزبور از هم پاشيده و بقاياى آنها به شهر بوكان پناه بردند.
حزب كومله با توجه به وابستگىاش به استكبار جهانى و كمكهاى رژيم بعث به آن، هم صدا با بوقهاى تبليغاتى جهان بر عليه نظام جمهورى اسلامى ايران در جنگ تحميلى موضع گرفت و ايران را آغازگر جنگ اعلام كرد. در طول دوران جنگ اعضاى كومله مانند ديگر احزاب كمونيستى و منافقين، به عنوان ستون پنجم دشمن عمل كرده و براى دولت عراق مزدورى مىكردند.
در زمينه اخلاقى، اين حزب با طرح نظريههايى چون «عشق آزاد» و ... درصدد موجه جلوه دادن مفاسد اخلاقى درون حزب برآمد.
به هر تقدير تحولات جارى در منطقه كردستان و تحكيم قدرت دولت مركزى در منطقه موجب گشت كه حزب كومله در انزوا و اضمحلال كامل قرار گيرد. مردم ايران اين حزب را در كنار منافقين به عنوان يكى از منفورترين احزاب خائن به ملت و انقلاب اسلامى مىشناسند
[٣] «شهيد مدرس»
شهيد سيد حسن مدرس، در روستاى «سرابه كچو» از توابع اردستان اصفهان به دنيا آمد. پس از اتمام تحصيلات در اصفهان عازم عتبات عاليات شد و در نزد اساتيد بزرگى چون آخوند خراسانى و ميرزاى شيرازى به ادامه تحصيل پرداخت و به درجه اجتهاد رسيد. مخالفت با ستمگريهاى ظل السلطان (فرزند بزرگ ناصر الدين شاه و حاكم اصفهان) او را در امور سياسى آبديده كرد. در مجلس دوم به عنوان يكى از پنج نفر علماى طراز اول از سوى مراجع تقليد انتخاب شد و با حاج آقا نور اللَّه نجفى (يكى از پنج نفر علماى طراز اول) به تهران آمد. در جريان قيام محمد على ميرزا به همراه ساير مشروطه خواهان به مقاومت برخاست و در نتيجه اين قيام با شكست رو به رو شد و به دنبال آن مصادره اموال شورشيان پيش آمد كه با اولتيماتوم ١٩١١ ميلادى روسيه مواجه گرديد. اين اولتيماتوم با مخالفت شهيد خيابانى و شهيد مدرس رد شد. در قضيه مهاجرت كه به دنبال اشغال بخشهايى از خاك ايران در جنگ جهانى اول به وقوع پيوست، وى تصدى دو وزارتخانه دولت آزاد در تبعيد را به عهده داشت (١٣٣٥ ه. ق.) قرارداد ١٩١٩ ميلادى كه به دنبال پيروزى بلشويكها در روسيه و سعى انگليس در روى كار آوردن دولتى مقتدر و وابسته در ايران، بين وثوق الدوله و كاكس منعقد شده بود با مخالفت شديد مدرس لغو گرديد. در جريان كودتاى ١٢٩٩ ه. ش. رضا خان، بشدت با آن به مخالفت برخاست و اين مخالفتها با رضا خان تا هنگام تبعيد وى در ١٦ مهرماه ١٣٠٧ ادامه يافت و سپس، پس از ده سال در شهر كاشمر در عصر روز ٢٧ ماه مبارك رمضان سال ١٣١٦ ه. ش. با زبان روزه او را مسموم و به دستور رضا خان او را به شهادت مىرسانند. آنچه كه از مدرس در خلال حيات سياسىاش به يادگار باقى مانده روحيه مقاومت و سازش ناپذيرى او در مقابل قدرتهاى شيطانى و يك عمر مجاهده در دفاع از اسلام و ميهن اسلامى است. حضرت امام به كرّات از شهيد مدرس ياد مىكردهاند و او را الگوى مبارزان و مجاهدان و مصداق بارز روحانيت انقلابى مىدانست.