هدف زندگی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠ - ریشه اخلاق فردی و اجتماعی
ضعیفند که نمیتوانند کاری بکنند، دلیل ندارد که این اصول اخلاقی را رعایت کند و چرا بکند؟
مثلا نیکسون و برژنف[١] اگر مقابل هم قرار گیرند، چون همزور و همتوان هستند حساب میکنند که در صورتی نفع خواهند برد که رعایت یکدیگر را بکنند. اما وقتی هر کدام در مقابل ملتی ضعیف قرار گرفت، دیگر این کار دلیل ندارد. در این صورت اعتراض راسل به آمریکا که مثلا چرا شما در ویتنام میجنگید و این کار غیر انسانی است، حرف نامعقولی است؛ زیرا غیر انسانی یعنی چه؟! آمریکا چه الزامی دارد که نجنگد؟
به هرحال این یک مکتب است که مسلّم مکتب بسیار سخیفی است یعنی اساسا تجویز میکند و به زورمند اجازه میدهد که زور بگوید. این، حرف درستی است ولی دیگر اخلاق نیست؛ زیرا به قوی نمیتواند فرمان دهد که با آنکه مطمئن هستی ضعیف نمیتواند نسبت به تو کاری انجام دهد، [این کار را] نکن. دلیل ندارد، چرا نکند؟ این کار برای قوی در چنین مکتبی قطعا مجاز است. پس باید به دنبال چیز دیگری رفت.
٢. الغای مالکیت فردیممکن است یک مکتب بر اساس همان هدفهای مشترک مادی بنا شود ولی برای جلوگیری از مفاسد یاد شده راه دیگری پیشنهاد کند و بگوید:
[١]. [رؤسای جمهور وقت آمریکا و شوروی.]