هدف زندگی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩ - ریشه اخلاق فردی و اجتماعی

همسایه دیگر هم این کار را خواهد کرد و من به جای این که سود بیشتر ببرم، ضرر بیشتر می‌برم. پس می‌گویم مصلحت این است که من حق تو را محترم بشمارم و گاو تو را مال تو بدانم تا گاو من هم مال من باشد.

راسل ریشه اخلاق اجتماعی را حفظ منافع فردی می‌داند و در واقع ریشه احترام افراد نسبت به حقوق یکدیگر را همان می‌داند که یک عده شرکا حقوق یکدیگر را محترم می‌شمارند، چون مصلحت فرد را در همکاری می‌دانند.

رد این نظریه

می‌گوییم دزدها هم روابطشان با هم همین طور است. یک عده دزد وقتی هم‌پیمان می‌شوند که دزدی کنند و سر گردنه را بگیرند، بین خودشان بنا را بر عدالت می‌گذارند و رعایت یکدیگر را می‌کنند، چون می‌دانند که به تنهایی این کار عملی نیست. [به عبارت دیگر] چون همه به هم نیازمندند، به دلیل نیازمندی به یکدیگر، حقوق یکدیگر را محترم می‌شمارند. و به همین دلیل است که ما همیشه گفته‌ایم راسل شعارش با فلسفه‌اش فرق می‌کند. شعارش شعار انساندوستی است ولی فلسفه‌اش ریشه انساندوستی را می‌زند؛ زیرا او ریشه اخلاق اجتماعی را منافع می‌داند، و این اخلاق می‌تواند حاکم بر فردی باشد که منفعت خود را در همکاری با دیگران بداند و از عکس‌العمل دیگران بترسد. وقتی یک عده، همزور و هم‌توان باشند طبعا ملاحظه یکدیگر را می‌کنند. اما وقتی کسی از نظر قدرت به جایی رسید که صددرصد مطمئن شد که دیگران آنقدر