هدف زندگی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩ - ریشه اخلاق فردی و اجتماعی

«مسئولیت» به عنوان یک ارزش معنوی در مکتب انسانیت

مارکسیستها یک خوبی در کارشان هست که چون ماتریالیست هستند چندان دنبال مسائل معنوی نمی‌روند و دم هم از آن نمی‌زنند؛ دم از انسانیت نمی‌زنند. اگر انسانیت سالم هم بگویند مقصودشان همان جامعه بی‌طبقه است، چون انسان از نظر آنها یا سالم است یا معیوب، و انسانها به خاطر مالکیت و تفاوتهای طبقاتی فاسد می‌شوند، وقتی آن را برداریم به حالت اولیه باقی می‌مانند. کمال دیگری برای انسان قائل نیستند؛ برای او ترقی و تکامل دیگری که در معنویات پیدا کند، نمی‌شناسند. به عقیده آنها انسان همین قدر که به واسطه مالکیت فاسد نشود، کافی است؛ پول‌پرست و پول‌زده نشود، کافی است.

ولی این مکاتبی که اخیرا پیدا شده، بانیان آن (مانند سارتر) از طرفی مادی مسلک‌اند و از طرف دیگر مکتب خود را «مکتب انسانیت» می‌نامند و آن را بر روی ارزشهای معنوی استوار می‌کنند و روی مسئله «مسئولیت» تکیه می‌نمایند. معتقدند که بشر آزاد است، یعنی هیچ گونه جبری نه الهی و نه طبیعی بر بشر حکومت نمی‌کند و انسان تصمیمش به هیچ شکل وابسته به گذشته نیست. پس این خود انسان است که خود را می‌سازد نه محیط و سرنوشت و خدا و... بنابراین خودش مسئول خودش است. و چون هر کاری را که انسان انجام می‌دهد به عنوان کار خوب انجام می‌دهد (که حرف درستی هم هست یعنی حتی وقتی آدم کار بد را هم انجام می‌دهد تا به آن در وجدان خود تیتر «خوب» ندهد