هدف زندگی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨ - ریشه اخلاق فردی و اجتماعی

خودش فایده‌ای ندارد بلکه ضرر دارد زیرا وقت و کارش را می‌گیرد و نمی‌تواند برای خود درآمد بیشتری کسب کند. اینها چگونه بررسی می‌شوند؟

رابطه ارزشهای معنوی و ایمان به خدا

مسئله معنویات در زندگی بشر مسئله مهمی است و این سؤال مطرح است که آیا ایمان به امور معنوی منحصرا وابستگی به ایمان به خدا دارد؟ یعنی ایمان به خدا سرسلسله ایمان به معنویات است؟ و یا اینکه مانعی نیست که ایمان به خدا در کار نباشد و در عین حال یک سلسله ارزشهای معنوی بر زندگی بشر حکمفرما باشد؟!

یک جمله در کتاب اصالت بشر سارتر از داستایوسکی نویسنده معروف روسی است که می‌گوید: «اگر واجب‌الوجود نباشد همه چیز مجاز است» یعنی: این که کارها را به خوب و بد تقسیم می‌کنیم و می‌گوییم فلان کار را باید کرد و فلان کار را نباید کرد (البته روی جنبه‌های معنوی) مثلا باید راست گفت و نباید دروغ گفت، نباید به جامعه خیانت کرد و باید خدمت کرد، تابع این است که ما اعتقاد به خدا و واجب‌الوجود داشته باشیم. اگر واجب‌الوجود در عالم نباشد همه چیز مجاز است، یعنی همه چیز مباح است و دیگر منع و رَدْع و باید و نباید همه به کلی از میان می‌رود. آیا این جور است یا نه؟