هدف زندگی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣ - ریشه اخلاق فردی و اجتماعی
و خوشی ظاهری و استفاده از فرصتها در خوردن و نوشیدن و هر نوع لذت مادی است و لهذا «لاابالیگری» به «اپیکوریسم» معروف شده است. ولی میگویند مکتب واقعی او این نبوده و لذت را تنها به لذات حیوانی محدود نمیکند، بلکه معتقد است که برای انسان یک سلسله لذات معنوی هم وجود دارد و لذات معنوی از لذات مادی، هم با دوامتر است و هم بیرنجتر.
ممکن است کسی بگوید چه مانعی دارد که ما براساس وجدان انسان که از کارهای اخلاقی لذت میبرد، ولو اینکه خدایی در کار نباشد، معنویت را برقرار کنیم. مثلا انسان از زیبایی لذت میبرد بدون اینکه هیچ منفعت مادی داشته باشد که به حال جسمش مفید باشد یا خود جسم باشد. انسان اگر منزلی داشته باشد و در آن گلکاری عالیای باشد که از منظرهاش لذت ببرد برای او ارزش دارد در صورتی که این منظره نه خودش ماده است که انسان به آن برسد و نه به حال جسم انسان مفید است ولی به حال روان انسان مفید است. بالاخره انسان به نوعی، از آن استفاده و لذت میبرد. یک مرغ خوشآواز که در باغ چهچه میزند برای انسان ارزش دارد و از آن لذت میبرد در صورتی که نه خود آن چهچه مادهای است که انسان به آن برسد و نه جسمش از آن سود میبرد ولی روانش لذت میبرد.
این حرف تا اندازهای درست است ولی دو «امّا» دارد. یکی این که در انسان این وجدانها تا آن حد قوی نیست که بتوان مکتبی را بر پایه آن بنا نهاد به طوری که بتواند در تربیت، واقعا منافع عموم بشر را فدای آنها