هدف زندگی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢ - هدف خلقت و بعثت انبیاء

بنابراین مسائل اجتماعی که امروز برای آنها اینقدر اهمیت قائل هستیم و آنها را در زمینه عدالت طرح می‌کنیم، هدف انبیاء هستند ولی نه هدف اوّلی بلکه هدف ثانوی، یعنی مقدمه‌اند برای هدف دیگر.

نظر سومی در اینجا هست و آن این که چه ضرورتی است که ما حتما یک هدف برای بعثت انبیاء و برای خلقت و زندگی در نظر بگیریم و یکی را هدف اصلی و مابقی را مقدمه بدانیم؟ ممکن است بگوییم پیامبران دو هدف داشته‌اند، برای دو هدفْ بالاستقلال که هیچ یک مقدمه دیگری نیست مبعوث شده‌اند. یکی این که حلقه ارتباطی باشند میان بشر و خدا تا بشر خدا را پرستش کند، و دیگر این که عدالت در میان بشر برقرار شود، و هیچ کدام از این دو، مقدمه دیگری نیست و هر دو هدف اصلی‌اند و دیدیم که در قرآن هر دو هدف آمده است. چه مانعی دارد که هر دو اصالت داشته باشند و هیچ کدام مقدمه دیگری نباشد؟

نظیر این مطلب در مسائل دیگری که قرآن طرح کرده است وجود دارد. مثلا قرآن روی مسئله تزکیه نفس تکیه کرده است. مسلّماً قرآن به امری که آن را تزکیه و تهذیب نفس و به یک اعتبار تنمیه و تثمیر نفس می‌نامد تکیه کرده است چنانکه می‌فرماید: قَدْ اَفْلَحَ مَنْ زَکّیها. وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسّیها[١]. رستگاری انسان را در گرو تزکیه نفس می‌داند. آیا از نظر اسلام تزکیه نفس، خود هدف است؟ آیا برای زندگی انسان و بعثت انبیاء


[١] . شمس/ ٩ و ١٠: رستگار شد آن كه جان خود را پاكيزه كرد، و خائب و خاسر شد كسي كه در نفس و جان خود قلم برد و دسّ كرد. ]برگرفته از ترجمه استاد شهيد در كتاب آشنايي با قرآن، ج ١٣[.