هدف زندگی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢

است که آن را برای چیز دیگر باید اختیار کرد.

عدالت اخلاقی هم همین طور است. (البته عدالت اجتماعی به کمال فرد مربوط نیست، کمال جامعۀ انسان است و حرف ما در کمال فرد است.) اسلام هم به مسئله عدالت اخلاقی نظر دارد. نظر اسلام در مورد قوا و غرایز نظر معتدلی است و معتقد است که باید حظّ هر قوه را داد و از افراط و تفریط جلوگیری کرد. البته حکومت عقل را به تنهایی کافی نمی‌داند. واقع هم همین است که عقل به تنهایی قادر نیست بر قوا و غرایز حکومت کند؛ ایمان هم باید باشد.

در هر حال اسلام طرفدار عدالت اخلاقی هست ولی این که حاکم بر انسان فقط قوۀ فیلسوف انسان باشد، اساسا سست است یعنی حرف درستی نیست. قوه عاقله انسان به تنهایی و اگر توأم با یک ایمان و یک آرمان نشود قادر به برقراری عدالت در کشور وجود [انسان] نیست و خلاصه از فیلسوف حاکم در وجود انسان کار زیادی ساخته نیست؛ فیلسوف مؤمن باید حاکم باشد.

محبت در اسلام

اما در مورد محبت، در اسلام از این بیشتر چه می‌خواهیم: اَحْبِبْ لِغَیْرِکَ ما تُحِبُّ لِنَفْسِکَ وَ اکْرَهْ لِغَیْرِکَ ما تَکْرَهُ لِنَفْسِکَ[١] [برای دیگران همان را دوست بدار که برای خود دوست می‌داری و برای دیگران همان را بد


[١]. نهج‌البلاغه نامه ٣١.