هدف زندگی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤ - ایمان و کمال انسان
خودش را درک میکند پس از درک او باشد، قبل از هر چیزی او را درک کند و ببیند: ما رَاَیْتُ شَیْئاً اِلاّ وَ رَاَیْتُ اللهَ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ وَ مَعَهُ. دیگر از نظر او من و ما باقی نمیماند و فانی شدن یعنی این.
پس اصول سخن عرفا این است که حقیقت یک چیز بیشتر نیست و غیر او هرچه هست ثانی برای او نیست، بلکه جلوهها و اسماء و صفات و تجلیات اوست. کمال انسان در رسیدن به حقیقت است و رسیدن به حقیقت یعنی اینکه انسان برسد به جایی که این حالت را کاملا درک کند که در همه چیز و با همه چیز او را ببیند، وَ هُوَ مَعَکُمْ اَیْنَما کُنْتُمْ[١]، با هر چیزی و بلکه قبل از هر چیزی او را ببیند، قوام هر چیزی را به او ببیند و هر چیزی و از آن جمله خودش را در واقع در او ببیند و آنوقت دیگر منی باقی نمیماند. این همان معنی «فنا» است که میگویند، و اگر انسان به این حالت رسید و این فنا و اتصال برای او رخ داد، به قول آنها یدالله الباسطه میشود.
عرفا معتقد به رسیدن هم هستند[٢] و چون معتقد به سیر و سلوک و حرکت به سوی خدا و طی منازل قرب هستند و برای این منازل هم نظم خاصی قائلند مثل منازل مکانی که تا منزل اول طی نشود محال است که بتوان به منزل دوم رسید، برای عرفان منازلی معیّن کردهاند تا انسان برسد به حقیقت. کمال انسان از نظر آنها خیلی روشن است. آدمی که به
[١] . حديد/ ٤.
[٢] . «سلوک» (سیر الی الله، سلوک الی الله) همين است. ما هم که «تقرب» میگوییم به معنای نزدیک شدن است.