هدف زندگی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٠

ایاتِنا فِی‌اْلافاقِ وَ فی اَنْفُسِهِمْ حَتّی یَتَبَیَّنَ لَهُمْ اَنَّهُ الْحَقُّ[١] نه « اَ نَّهُ حَقٌّ» که این دو با هم بسیار فرق دارد؛ و واقعا یک مؤمن وقتی به خدا ایمان پیدا می‌کند، دیگر همه چیز در نظرش هیچ می‌شود زیرا نه «چیزی پیدا کرده است در مقابل چیزهای دیگر» بلکه چیزی پیدا کرده است که همه چیز در مقابل آن هیچ است. سعدی در بوستان این مطلب را تا اندازه‌ای خوب بیان کرده است. تفاوت بینش حکیم و عارف را درباره خدا بیان می‌کند، می‌گوید:

ره عقل جز پیچ در پیچ نیست برِ عارفان جز خدا هیچ نیست

بعد برای توضیح «جز خدا هیچ نیست» که آیا همه خدا هستند یا اینها نیستند و فقط اوست، می‌گوید:

توان گفتن این با حقیقت‌شناس ولـی خرده گیرند اهل قیـــاس

که پس آسمان و زمین چیستند؟ بنـی‌آدم و دیو و دد کیستنـــد؟

بعد جواب می‌دهد که اینها با هم منافات ندارد؛ می‌گوید:

پسندیده پرسیدی ای هوشمنـد جوابت بگویـم درایت پسنــــد

کهخورشید و دریا وکوه وفلک بنـی‌آدم و دیـو و جن و مَلَــک

همه هرچه هستند از آن کمترند که با هستیش نام هستـــی برند

اگر او هست اینها چیزی نیست. قُلِ اللهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ[٢] همین که بگویی اَلله،


[١]. فصّلت/ ٥٣: به زودی آیه‌های خویش را در آفاق و در ضمیرهایشان به آنها نشان می‌دهیم تا آنها را محقق شود که قرآن حق است.

[٢]. انعام/ ٩١: بگو (آن که کتاب و رسول فرستد) خداست، آنگاه (پس از اتمام حجت) آنان را (به حال خود) بگذار.