هدف زندگی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨ - ریشه اخلاق فردی و اجتماعی

و باز منهای خدا که خلقت را بر اساس حکمت و هدف و مسئولیت آفریده است، نمی‌شود چنان ایده‌های باارزشی برای بشر به وجود آورد. آن مکتبی که مدعی است:

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند

تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

یا می‌گوید: اَلَمْ تَرَوْا اَنَّ اللهَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّمواتِ وَ ما فِی اْلاَرْضِ[١]، برای هر ذره‌ای مسئولیت قائل است و می‌گوید در متن خلقت، هر چیزی برای راهی آفریده شده و مسئول کار و وظیفه‌ای است. برای خورشید در متن خلقت وظیفه‌ای قرار داده شده است، وظیفه خود را انجام می‌دهد. ابر که حرکت می‌کند وظیفه خود را انجام می‌دهد. حرکت ابر یعنی وظیفه انجام دادن. حرکت باد یعنی وظیفه انجام دادن. میوه دادن یک درخت یعنی وظیفه انجام دادن.

پس چنین مکتبی انسان را هم می‌تواند مسئول بداند. انسان موجودی است مسئول در میان دریایی از مسئولیت. ولی مکتبی که همه چیز را عاری از هدف و غایت می‌داند، برای هیچ موجودی معتقد به انجام وظیفه نیست، تنها به بشر که می‌رسد می‌خواهد برای او وظیفه و تکلیف خلق کند به طوری که بشر واقعا احساس کند که مسئول است، مسئول خود و دیگران، و حاضر باشد به خاطر این مسئولیتها، ارزشها و معنویتها فداکاری کند، چرا و بر چه پایه‌ای؟ گفتیم حد اکثر می‌تواند


[١] . لقمان/ ٢٠: مگر نمی‌بینید که خدا هرچه را در آسمانها و زمین هست رام شما کرد.