هدف زندگی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠ - مکتب و جهانبینی

اولا دیگران نیز آزادند. آن آزادی مطلق با مسئولیت در مقابل دیگران سازگار نیست. در آن طور آزادی که می‌گویند، حتی سرمشق و نمونه شدن هم معنا ندارد. می‌گوید من چون آزاد هستم پس خودم مسئول خودم می‌باشم و چون هر راهی را که انتخاب می‌کنم به این معناست که آن را خوب می‌دانم و به قول طلبه‌ها به دلالت التزامی به دیگران می‌گویم همین راه مرا انتخاب کنید، پس به راه خودم کلیت می‌دهم، می‌گویم این راه خوب است نه فقط برای من بلکه برای همه. پس دیگران را هم به این کار دعوت می‌کنم. و چنانکه گفتیم دیگران هم آزاد هستند و هیچ عاملی (مثل تأثیر در انتخاب دیگران) مرجّح اراده کسی واقع نمی‌شود.

ثانیا، فرضا این مطلب را قبول کنیم ـ که البته تا اینجا درست است و حدیث «کونوا دُعاةً لِلنّاسِ بِغَیْرِ اَلْسِنَتِکُمْ» همین است که کاری که من می‌کنم معنایش این است که آن را خوب تشخیص می‌دهم و دیگران را هم عملا به آن تشویق می‌کنم، پس به این ترتیب مؤثر در انتخاب دیگران هستم ـ ولی این تأثیر در انتخاب دیگران غیر از این است که من در وجدان خود احساس مسئولیت کنم؛ زیرا باید این مسئولیت در وجدان من وجود داشته باشد. «من مؤثر هستم» بالاتر از این نیست که من درک می‌کنم که عامل بدبختی دیگران هستم، اما آن تعهد را چه کسی در من ایجاد می‌کند که من عمل نکنم و بگویم به موجب این که مسئولم، نمی‌کنم؟ مورد سؤالِ چه کسی هستم؟ آیا خدا وجود دارد که