هدف زندگی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥ - مکتب و جهانبینی

نیروی محرکه یک جهان‌بینی آرمانسازی آن است. صِرف یک جهان‌بینی مادام که آرمان نداشته باشد محرک نمی‌شود. مثل اینکه بزرگترین مکتبهای ستاره‌شناسی، مسائل ستاره‌شناسی را به ما عرضه می‌دارد و ما فقط درباره یک سلسله چیزهایی که در جهان هست اطلاعاتی پیدا می‌کنیم، اما دیگر به ما ارتباطی پیدا نمی‌کند یعنی ستاره‌ها به آن وضع وجود داشته باشند یا نداشته باشند، از نظر زندگی و هدفهای انسان تأثیری ندارد، برخلاف مکتب که چیزی را عرضه می‌دارد که در آن آرمان بزرگی برای انسان نهفته است.

توحید، هم پایه جهان‌بینی است و هم آرمان

«توحید» چنین خاصیتی دارد که از طرفی پایه و مایه فلسفة جهان‌بینی است و نوعی دید و بینش درباره هستی و وجود است و از طرف دیگر نوعی آرمان و ایده است که کلمه «لا اِلهَ اِلاَّ الله» در جملۀ نفی (لا اِلهَ) مفهوم ایده بودن و در جمله اثبات (اِلاَّ اللهُ) مفهوم اصل بودن توحید در هستی را بیان می‌کند.

قدمای ما تعبیری دارند، می‌گویند توحید بر چند قسم است: توحید در ذات، توحید در صفات، توحید در افعال و توحید در عبادت. توحید در ذات یعنی اعتقاد به توحید ذاتی که «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ» خداوند مثل و مانند و شریک ندارد. توحید در صفات یعنی ذات او مغایر با صفات و نیز صفتی مغایر با صفت دیگر نیست. در عین بساطت و وحدت، همه کمالات را به نحو بساطت و وحدت دارد. و همچنین توحید افعالی. همه